فروغى بسطامى ( 1213 - 1274 ه . )
فروغى بسطامى شاعر غزلسراى قرن سيزدهم هجرى از گويندگان بزرگ و صاحب سخن روان و لطيف است . وى مدتى از اوايل عمر خود را به مدح شاهان و شاهزادگان قاجار گذراند ، امّا از اين كار دست كشيد و بر اثر تمايلات عارفانه باقى عمر را در رياضت و اعتزال و مصاحبت با عارفان زمان گذراند . به سبب همين ذوق عرفانى اشعار و غزلياتش با افكار بلند عارفانه همراه است . به همين جهت وى يكى از بزرگترين غزلسرايان متصوّف دوران اخير است .
ديوانش چاپ شده است .
« * » در نعت على ( ع )
عيد مولود امير المؤمنين شد * عالم بالا و پائين عنبرين شد
از براى مژدهء اين عيد حيدر * جبرئيل از آسمان اندر زمين شد
پنج عنصر حيدر كرّار دارد 127 - * قدرت حق ز انكه با خاكش عجين شد
ذو الفقار كج چنين گويد به عالم * راست از دست خدا شرع مبين شد
ناظم خرگاه ، اسرافيل باشد * حاجب درگاه ، جبريل امين شد
دست حق از پرده گرديد آشكارا * تا على دستش برون از آستين شد
تا عجايبها كند ظاهر ز باطن * در نظر ، گاهى چنان گاهى چنين شد
تا قدم زد در جهان آفرينش * آفرين بر جانش از جان آفرين شد
عقد آب و خاك را بر بست محكم * خرگه افلاك را حبل المتين شد
آفتاب از طلعت او شد منوّر * آسمان از خرمن وى خوشهچين شد
هامش
( * ) ديوان كامل فروغى بسطامى ، به اهتمام م - درويش ، انتشارات جاويدان ، تهران 1342 ه . ش . )