( 1 )
قيام ابن زبير
دل مردم حجاز آكنده از نارضايتى عميق نسبت به امويان بود و دليل اين نارضايتى تجاوز بىشرمانهء ايام حكومت يزيد بر مدينة النّبي - صلى اللّه عليه و آله - و بر كعبهء معظّمه كه جايگاه عزّت و افتخار مسلمين است ، از اين رو ، وقتى كه ابن زبير از مردم خواست تا با او بيعت كنند اكثريت قاطع از اين مردم پاسخ مثبت دادند و تمام حجاز و همچنين بخشى از مناطق اسلامى در اختيار او قرار گرفت و ليكن ابن زبير براى اين مقام خطير شايستگى نداشت زيرا كه او نسبت به مصالح امّت و نجات آنها از ظلم و ستم امويان اهتمام نمىورزيد و تنها در پى قدرت و سلطنت بود و عبد اللّه بن عمر از باطن و هدف او مطلع بود ؛ با اين كه همسرش اصرار به بيعت او را داشت ، عبد اللّه به او گفت : اى زن مگر درختان خرماى معاويه را نديدى كه سپاهيان بسيارى به اميد آنها مىرفتند ، ابن زبير نيز هدفى جز آنها ندارد . « 1 »
( 2 ) براستى كه او براى استيلاى به سلطه به اظهار نيايش و عبادت و ملازمت بيت الله الحرام رو آورده بود ، گاهى طواف مىكرد و گاهى نماز مىخواند ، تمام اينها براى فريب دادن مردم سادهلوح بود ، امام امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود :
« دام دين مىگسترد تا دنيا را به چنگ آورد . » « 2 » ابن زبير سابقهء تيرهاى داشت ، او بود كه با وصى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و باب مدينهء علم پيامبر و كسى كه نسبت به او به منزلهء هارون نسبت به موسى بود ، امام امير المؤمنين عليه السّلام جنگيده بود و او كسى بود كه پدرش زبير را به جنگ آن حضرت وادار كرد و بدان وسيله ميدان را براى امويان باز كرد تا در برابر حكومت شرعى امام عليه السّلام مسلّحانه بشورند و سرانجام زمام حكومت را در دست بگيرند .
هامش
( 1 ) حياة الامام الحسين : 2 / 310 .
( 2 ) شرح نهج البلاغه : 7 / 24 .