تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
رعيّت چگونه رفتار مىكند و نسبت به ايشان قساوت قلب به خرج مىدهد ؟ مشكل آنان را با لطف و احسان چاره‌جويى نمىكند بلكه با يورش ، جور و ستم با ايشان رفتار مىكند كه از جمله عوامل بهره‌كشى ذاتى او بلكه از ويژگيها و خصلتهاى وجودى او مىباشد . براستى كه عبد الملك در خونريزى بناحق افراط مىكرد ؛ و داغ فرزند و غم و گرفتارى را در تمام خانه‌هاى مسلمين رايج كرد . روزى امّ درداء به وى گفت : شنيده‌ام كه تو پس از آن پرهيزگارى و عبادت باده‌گسارى كرده‌اى ، گفت : آرى و اللّه و خون هم خوردم ! . « 1 » براستى كه آن قدر خون مسلمين را خورد كه سيراب شد و از خون آنها جويها جارى كرد . علاوه بر ستمگرى و بىباكى و جور ، بخيل نيز بود . تا آنجا كه مشهور به « رشح الحجارة » گرديد . « 2 » امت اسلام در دوران حكومت وى دچار گرسنگى ، فقر و محروميت شدند كه ما به برخى از مظالم وى و موضعگيريهايش نسبت به امام زين العابدين عليه السّلام اشاره مىكنيم : ( 1 )

استاندارى حجّاج

عبد الملك رگبارى از عذاب سخت بر سر مسلمين فرو ريخت و زندگى مردم را به جهنّمى طاقت‌فرسا مبدل ساخت ؛ وى حجاج بن يوسف ثقفى را كه از پليدترين افراد مخوفى بود كه بشريت در تمام مراحل تاريخ خود ديده است ، بر مردم مسلط كرد و امكان هر گونه تعدى را در اختيار او گذاشت از جمله به او اجازه داد تا در امور دولتى مطابق خواستها و تمايلات خويش دخل و تصرف كند كه در هيچ حالى در برابر منطق قانون تسليم نبود و تنها منطق مورد قبول او بىباكى و خودسرى بود ؛ اعدام ، زندان و تبعيد مردم كار معمول او بود ، آن هم نه به خاطر حفظ نظام بلكه به خاطر خاموش كردن لهيب هوا و تمايلات نفسانيش بود و بس و
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى . ( 2 ) تاريخ قضاعى : ص 72 : كنايه از اين كه از دستش نمى پس نمىداد .