مهربان هرگز در ميان ايشان نبوده است .
و حل احب القوم كان بقربه * يحث على تجهيزه و يبادر
و شمر من قد احضروه لغسله * و وجه لما فاض للقبر حافر
و كفن في ثوبين و اجتمعت له * لتشييعه اخوانه و العشائر
فلو رأيت الأصغر من أولاده ، و قد غلب الحزن على فؤاده ، و يخشى من الجزع عليه ، و خضبت الدموع عينيه ، و هو يندب أباه ، و يقول : يا ويلاه وا حرباه .
لعاينت من قبح المنية منظرا * يهال لمرآة ، و يرتاع ناظر
أكابر اولاد يهيج اكتئابهم * إذا ما تناساه البنون الاصاغر
و ربة نسوان عليه جوازع * مدامعهم فوق الخدود غوازر
( 1 ) بزرگ خاندان ، همه را به تجهيز و كفن و دفن او وادار كند و آنان مىشتابند و حاضران براى غسل دادن او آماده مىشوند و قبركنى را براى كندن قبر او بفرستند و با دو جامه او را كفن كنند و آنگاه دوستان و آشنايان پيكر او را تشييع نمايند .
اگر كوچكترين فرزندان او را ببينى ، غم و اندوه بر دلش چيره گشته و از زيادى گريه و بىتابى همه بر سلامتى او بيمناكند در حالى كه از اشك خونين چهرهاش رنگين شده و او در غم مرگ پدر مىگريد و فرياد وا ويلا وا مصيبتا از دل بر مىآورد .
هرآينه از چهرهء مرگ منظرهاى را خواهى ديد كه از ديدن آن هر