مرگ سخت او را نگران كرده و جان او را از گلوگاهش به كامش برساند ! آنجا كه آثار مرگ نمودار گردد و پيك اجل فرا رسد همهء كسان و عيادتكنندگانش او را واگذارند و تسليم مرگ كنند ، آنگاه صداى همگى به گريه و شيون بلند شود و از بهبودى بيمار نااميد گردند ، چشمان او را ببندند و وقتى كه روح از بدنش خارج گشت دو پايش را به جانب قبله كشند و دوستان عزيز و رفيقان مهربان نيز از او جدا شوند .
فكم موجع ، يبكي عليه ، مفجع * و مستنجد صبرا و ما هو صابر
و مسترجع داع له اللّه مخلصا * يعدد منه كل ما هو ذاكر
و كم شامت مستبشر بوفاته * و عما قليل للذي صار صائر
فشقت جيوبها نساؤه ، و لطمت خدودها اماؤه ، و اعول لفقده جيرانه ، و توجع لرزيته اخوانه ، ثم اقبلوا على جهازه ، و شمروا لابرازه ، كأنه لم يكن بينهم العزيز المفدى ، و لا الحبيب المبدى .
( 1 ) چه بسيار كسانى كه بر او بگريند و داغدار باشند و بسيارى طلب صبر كنند و ليكن دامن صبر از كف بدهند .
و چه بسيار كسانى كه كلمهء استرجاع بر زبان آورند و از روى اخلاص از خدا طلب مغفرت كرده و از خوبيهاى او ياد كنند .
و چه بسا كسانى كه از مرگ او شادمان شوند و او را دشنام دهند در حالى كه ايشان نيز به زودى به دنبال او روانند .
زنها در مصيبت او گريبان پاره كنند و دختران و كنيزانش لطمه به صورت زنند و همسايگان از فقدان او ناله كنند و برادرانش در غم مصيبت او زارى نمايند و آنگاه براى تجهيز و كفن و خاكسپاريش اقدام كنند و به دفن او مبادرت ورزند ، گويى كه اين عزيز از دست رفته و آن دوست