صاحب دنيا به لذتهاى دنيا برسد و با وجود عجايب گوناگون و مصايب كوبنده از خرّمى آن برخوردار گردد ! و با رنج و عذاب فراوانى كه در راه رسيدن و در طلب دنيا وجود دارد و بيماريها و ناخوشيهاى مداوم و رنجهايى كه تحمل مىكند ! آگاه باش ! در هر شب و روز ، رفت و آمد مداوم اين دنيا و دگرگونى آن را دربارهء خود مىبينيم .
هر يك از ما آفتها و غمهاى دنيا را به نوبهء خود تحمل مىكنيم و چه بسيار غمها و آفتهاى ميان مردم كه مىماند بنابراين نه آن كه فريفتهء دنياست به وسيلهء دنيايش ايمن است و نه از اين كه هواى نفسش دنيا را جلوه دهد ، قاصر است .
كم قد غرت الدنيا من مخلد إليها ، و صرعت من مكب عليها ، فلم تنهضه من عثرته ، و لم تنقذه من صرعته ، و لم تشفه من المه ، و لم تبرئه من سقمه ، و لم تخلصه من وصمه .
بل أوردته بعد عز و منعة * موارد سوء ما لهن مصادر
فلما رأى أن لا نجاة و أنه * هو الموت لا ينجيه منه التحاذر
تندم إذ لم تغن عنه ندامة * عليه ، و ابكته الذنوب الكبائر
( 1 ) چه بسيار كسانى كه به سبب رغبت به اين دنيا فريفته شدند و چه بسيار مردمانى كه به خاطر رو آوردن به دنيا براى هميشه به زمين خوردند و از آن لغزش خود برنخاستند و از آن زمينخوردگى نجات نيافتند و از آن درد بهبودى پيدا نكردند و از آن بيمارى خلاص نشدند و از آن شكست رهايى نيافتند .
بلكه اين دنيا از راه مكر و فريب درآمد و آنان را بعد از آن همه عزّ و