تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1392

مساهمون:

ص١٣٩٢
فتنهء افغان ناتمام گذاشت . « 1 » ديگرى مولانا محمد رضا خلف مرحوم مولانا محمد باقر مجلسى . . . [ بود كه ] در سانحهء مذكوره ، با دو برادر عالىمقدار و جمعى از اولاد و اقربا كه همه از معاشران و دوستان صميمى من بودند ، رحلت نمودند . « 2 » ملا عبد اللّه مجلسى فرزند علامه مجلسى نيز در فتنهء افغان به خرم‌آباد رفت و در آنجا به سال 1137 درگذشت . « 3 » گزارش ديگرى حكايت از آن دارد كه طى سال 1134 و بعد از آن ، به قدرى اوضاع اصفهان آشفته شده است كه دانشوران به هيچ روى نمىتوانستند براى كسب علم به اين سوى و آن سوى سفر كنند . « 4 » كاتب رساله‌اى از فاضل هندى با عنوان بينش ، غرض آفرينش نوشته است كه رساله را در ذىحجهء 1136 در قريه خورميزك ( از قراى مهريز يزد ) به اتمام رسانده و اين در حالى بوده است كه او با اهل و عيال خود از خوف افاغنه به آنجا پناه آورده است . « 5 » يكى از شاگردان فاضل هندى با نام محمد على كشميرى ، از نسخه‌اى از كشف اللثام استادش ياد مىكند كه وى آن را كتابت كرده و در جريان محاصرهء اصفهان از بين رفته است ؛ محتمل آن است كه وى پس از سقوط اصفهان ، به مشهد رفته باشد . « 6 » حاشيه‌اى از محمد خوراسگانى بر روى تفسير بيضاوى حكايت از آن دارد كه اين تفسير وقف بوده و در جريان فتنهء افغان غصب شده و او بار ديگر ، با صرف پول آن را به دست آورده و در سال 1149 وقف كرده است . « 7 » ابو طالب ساعتچى فرزند محمد تقى ، از عالمان و خطاطان همين عهد است كه نسخه‌اى از مدارك الاحكام را كتابت كرده است ؛ وى نيمى از آن را در اصفهان نگاشته و پس از محاصرهء آشفتگى اوضاع به كربلا رفته و نيمهء دوم آن را كتابت كرده است . « 8 » على قزوينى فرزند مير ابراهيم نيز كه از علماى قزوين بود ، به دليل فتنهء افغان به سوى هند گريخت . « 9 » حاج مير ابو القاسم خوانسارى يعنى جعفر بن الحسين موسوى جد صاحب روضات
هامش
( 1 ) . آقابزرگ ، الكواكب ، ص 510 ( 2 ) . حزين ، تاريخ و سفرناه ، ص 65 ( 3 ) . الكواكب ص 471 . ( 4 ) . جزائرى ، الاجازة الكبيره ، ص 205 ( 5 ) . جعفريان ، احوال و آثار بهاء الدين محمد اصفهانى ، ص 248 ( 6 ) . آقابزرگ ، الكواكب ، صص 548 - 549 ( 7 ) . همان ، ص 667 ( 8 ) . همان ، ص 390 ( 9 ) . همان ، ص 542
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1392 | الشيخ رسول جعفريان