تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1132

مساهمون:

ص١١٣٢
اين موارد نشان مىدهد كه مسئله از حد تعارف گذشته است . محمد صالح بن عبد الواسع حسينى خاتون‌آبادى در تقديم نامهء خود بر كتاب حدائق المقربين از شاه سلطان حسين صفوى چنين ياد مىكند كه : فيما بين سلاطين روزگار و خواقين معدلت‌آثار به مزيد حسن عقيدت و صفاى طويت اختصاص دارند ، بلكه در ميان سلسلهء عليهء خود نيز به كمال اهتمام در پيروى شرع سيد انام و نشر آثار آباى عظام - عليهم صلوات الله الملك العلام - ممتازند و با وجود تحمل اعباء سلطنت و اشغال ملت و دولت پيوسته به تفتيش مسائل دينيه و تحقيق معارف يقينيه مشغول مىباشند . وى در ادامه دربارهء شاه مىگويد : [ وى ] به تنقيح اين مطلب [ بحث امامت كه موضوع كتاب است ] و تحقيق فضايل و منازل اجداد طاهرين خود راغب و احوال متعلقه به ايشان را طالب بودند و خاطر ملكوت ناظر به تبيين اقاويل و فتاواى علما و ابانهء حق و استخراج آيات و روايات داله بر اين غرض اقصى متعلق گرديده . نسخه‌اى از كتاب وى به شمارهء 4741 در كتابخانهء آية الله مرعشى موجود است . ميرزا قوام الدين محمد حسينى فقه منظوم خود را كه نامش التحفة القوامية فى فقه الاماميه ( مرعشى 4780 ) مىباشد به همين دليل به شاه سلطان حسين تقديم كرده است :
و نظمها فضلا من الرحمن * من بركات الدولة الخاقانى
محمد جعفر شيخ الاسلام اصفهان نيز در متن تقديم‌نامهء كتابش با عنوان تحفهء سلطانى از همت شاه سلطان حسين در نشر علوم ستايش كرده و مىنويسد : . . . حكمت عملى را كما هو الحق اتباع مسائل فرعيه شرع مبين دانسته ، حكمت نظرى را منظور نظر كيميا اثر ساخته ، نشر مسائل آن را به جهت مزيد معرفت ابحاث مبدأ و معاد و ساير مباحث عقليه و جهت و همت خاطر ناظر و الا و مطمح انديشهء جهان‌پيما نمودند و بنابراين ، به عهدهء اين داعى دوام دولت جاودان ، محمد جعفر شيخ الاسلام دار السلطنه اصفهان مقرّر فرمودند كه قلم فرمان‌پذيرى برداشته و همهء ابواب آن را به عبارات فارسى نزديك به فهم بر لوح تحرير و تدوين نگاشته به عرض اقدس رساند . ابو المفاخر محمد باقر بن ملك على تونى هم در مقدمهء ترجمهء الفصول النصريه كه آن را روضة الاصول المفاخريه ناميده و نسخه‌اى از آن به شمارهء 6773 در كتابخانهء آية الله مرعشى موجود است ، دربارهء فضاى علمى ايجاد شده در دورهء شاه سلطان حسين كه فضاى عالم‌پرورى است ، و در ضمن تقديم‌نامه‌اش مىنويسد : « مرشد عقل كه در اصابت تدبير محتاج اليه برنا و پير است ، در گوش جان از سر شفقت