تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1133

مساهمون:

ص١١٣٣
گفت كه چون پيوسته رتبت بلند سخن‌پرورى و مرتبهء ارجمند هنرپرورى به وجود سيد سلاطين زمان . . . شاه سلطان حسين الموسوى . . . مزين و آراسته است و وجه آمال اصحاب درايت از فيض غمام انعام او طراوت و تازگى يافته و شجرهء اقبال اهل فضل از نسيم رياض امتنانش مثمر و بارور گشته ، پس مناسب آن است كه در اين وقت به شرح رسالهء مقصوده » پرداخته شود . محمد صالح خاتون‌آبادى نيز در بيان تقديم كتاب زينة المتقين ( مرعشى 4127 ) به شاه سلطان حسين ، دربارهء او مىگويد : وى در « اتقان قواعد دين مبين و احكام ضوابط شرع متين و قلع و قمع اساس معاصى » از ديگران ممتاز بوده است . عبد الكريم قزوينى نيز كه شرح غرر خود را به شاه سلطان حسين اهدا كرده در مقدمه ، اشاره به اين نكته دارد كه وى همت خود را « مصروف بر ترويج احاديث ائمهء اطهار عليهم سلام الله ما دام الليل و النهار و انتشار قوانين معدلت‌گسترى و رعيت‌پرورى نسبت به همهء صغار و كبار ، كالشمس فى رابعة النهار » كرده « و بىشائبهء تكلف به اطاعت شريعت غراى مصطفوى سرافراز و به سعادت برافراشتن لواى والاى طريقت مرتضوى از جميع سلاطين و خواقين و فرمان‌فرمايان روى زمين ممتاز » است و چون وى ملاحظه كرد كه او « در شريعت بندگى و خدمتگزارى و ترويج احاديث برگزيدگان حضرت بارى » كوشاست ، كتاب خود را به وى اهدا كرد . « 1 » شمارى از آثار نيز ترجمهء متون دينى عربى به فارسى است كه عنايت ويژه‌اى در اين دوره به آن بوده است .

گزيدهء كتاب‌هايى كه به نام شاه سلطان حسين صفوى تأليف شده

در اينجا گزيده‌اى از كتاب‌هايى كه به نام شاه سلطان حسين نگارش يافته و بسيارى از آن‌ها به درخواست خود او بوده ، ارائه مىدهيم . بيشتر اين كتاب‌ها ، آثار مذهبى ، به ويژه روايى است و اين گرايش خاص اين دوره و نيز خود شاه را نشان مىدهد . با اين حال در ميان آن‌ها ، برخى از آثار طبى و حتى دو رساله موسيقى نيز يافت مىشود . 1 . آثار احمدى در شرح حال شاه چراغ ، مولى غياث الدين هبة الله ، تأليف در سال 1105 ، ذريعه ، 4 / 152 / ش 739 2 . آداب الصلاة ، سيد ميرزا محمد صادق بن ميرزا محمد طاهر ، ذريعه ، 11 / 4 / ش 10 3 . آداب حرز الجواد ، بهاء الدين محمد بن مولى حسنعلى ، ذريعه ، 1 / 17 / ش 79 4 . آداب دعا ، محمد باقر بن اسماعيل خاتون‌آبادى ، مرعشى ، ش 660
هامش
( 1 ) . قزوينى ، بقاء و زوال دولت ( نظم الغرر و نضد الدرر ) ص 29