را در دامنهء كوه صفه اصفهان ساخته و تابستانها را در آن سپرى مىكرده است . وى سخت به اين كاخ دلبستگى داشته و زمان زيادى از سال را در آنجا سپرى مىكرده است . شاعر مكافاتنامه در وصف شاه سلطان حسين از جمله مىگويد :
نه از جور غمگين نه از عدل شاد * به « باغ فرح » بوديش دين و داد « 1 »
و در جاى ديگر دربارهء خصلت « نوّاب مالك رقاب » گويد :
كه با خلق نامرد احسان كند * زنان را به مردان مسلّط كند
شود آن چنان محو « باغ فرح » * كه نبود به خلدش دماغ فرح
به دورش چنان رشوه شايع شود * كه زر در كف خلق مايع شود « 2 »
كاخ يادشده پس از حملهء افغانها ، به دليل آن كه نخستين منطقهاى بود كه به دست آنان افتاد ، در اختيار آنان قرار گرفت و شاه سلطان حسين ، در همانجا نزد محمود افغان رفت .
پس از آمدن افغانها به شهر و استقرار در كاخهاى اصفهان ، به مرور ، فرحآباد رو به ويرانى رفت ، به طورى كه ويرانههاى آن تا اواخر دورهء قاجاريه وجود داشته و پس از آن هم ، منطقهء يادشده ، به پادگان نظامى تبديل شد . به نوشتهء خاتونآبادى در وقائع الاعوام و السنين ، شاه سلطان حسين در سال 1123 به فرحآباد رفت و دستور بناى عماراتى را در محل آن باغ داده ؛ سپس از اعيان و علما نيز خواست تا هر كدام زمينى را در اطراف آن گرفته ، عمارتى در آن بسازند . « 3 »
گواهان وقفنامه
طبق معمول ، هر وقفنامه ، توسط شمارى از بزرگان ، از علما و كارگزاران دولتى ، گواهى مىشده است تا موقعيت آن تثبيت شود . شاه وقفنامه را تنظيم كرده و آن را براى افراد مورد نظر فرستاده است تا آن را امضا كنند . در اين وقفنامه ، نام اين افراد به چشم مىخورد :
1 - فتحعلى خان اعتمادالدولهء شاه سلطان حسين كه در نهايت به دستور شاه نابينا شد . « 4 » به رغم دفاعى برخى از منابع از وى ، شاعر مكافاتنامه او را متهم كرده است كه شاه را به كاخ فرحآباد مىفرستاد و خود اختيار همهء امور را در دست داشت :
بده اختيارى كه كلّ جهان * مرا بنده باشند از مال و جان
به تعمير باغ فرح روز و شب * به اقبال مشغول شو بىتعب
هامش
( 1 ) . مكافاتنامه ، بيت ش 266
( 2 ) . مكافاتنامه ، بيتهاى ش 244 - 245 .
( 3 ) . بنگريد : هنرفر ، لطف الله گنجينهء آثار تاريخى اصفهان ، ( اصفهان ، 1350 ) ، صص 722 - 725
( 4 ) . دربارهء وى در متن مكافاتنامه و حواشى ما بر آن كه در همين مجموعه چاپ شده ، اطلاعاتى آمده است .