اخراجات ضروريهء تعمير مسجد « 1 » مزبور را هرگاه متبرّعى به هم نرسد كه آن را تعمير نمايد و تعمير ضرور داشته باشد وضع و تعمير نموده ، تتمه را در مصرف مقرّر صرف نمايد ، به اطلاع ناظر معظم اليه .
و شرط ديگر آن كه صدور عظام و مباشرين موقوفات به هيچ وجه من الوجوه دخل در موقوفات مزبوره ننموده ، پيرامون نگردند و تغييردهنده به لعنت ايزدى و عذاب ابدى گرفتار گردد .
و واقف مشار اليه ثواب اين وقف را به ارواح مطهرات حضرات سدره مرتبات عرش درجات چهارده معصوم عليهم السلام هديه نمود و صيغهء شرعيهء جريان يافت وقفا شرعيا و حبسا دينيا الى ان يرث الله الارض و من عليها و هو خير الوارثين .
و وقف مزبوره به اقباض و تخليهء يد و قبض من له القبض تمامت و انعقاد و ثبوت و لزوم شرعى پذيرفت و كان ذلك فى غرّة « 2 » در سالى كه اخراجات ضروريه واقع نشود و در كار نباشد حاصل و منافع آن را به نيم عشر حق التصدى خود حساب و زياده را به مصارفى كه متولّى شرعى و ناظر سركار تصديق و تجويز نمايند و بدانچه مصلحت و رأى ايشان قرار يابد ، صرف نمايند .
[ وقف رقبات ديگر ]
و همچنين قربة الى الله تبارك و تعالى و طلبا لمرضاته وقف مخلّد صحيح شرعى و حبس مؤبّد صريح ملى نمود عالىحضرت واقف موفق معظّم مشار اليه همگى و تمامى مزارع مزبورهء ذيل الكتاب :
مزرعهء معينه مشخّصه معروفهء به مزرعهء تقىآباد ، واقعه در اراضى تقىآباد رودشت من محال سميرم فارس با اراضى و صحارى و جداول و مجارى شرب و مشارب و دهكده و جابوم و غير ذلك من التوابع ، مستغنيه از تحديد و توصيف بالتمام .
دو دانگ و نيم مزرعهء معينهء معلومهء موسومه به مزرعهء كبرى واقعه در ناحيهء رزوهء فريدن محدوده به گردنگاه بيلمون و به جبل پشت كوه و به مزرعهء كونك و به گردنگاه طراز با اراضى و صحارى و قنوات و انهار و مجارى شرب و مشارب و اعيانات و دهكده و غيرها مما يتعلق بها شرعا بالتمام .
مزرعهء معينهء معلومهء مدعوه به مزرعهء عاشق معشوق واقعه در رزوهء فريدن متعلقه به مزرعهء كبرى مذكور مستغنيه از ذكر حد و وصف با توابع شرعيه و لواحق مليه از اراضى و
هامش
( 1 ) . بحث از حمام بود نه مسجد .
( 2 ) . گويا در اينجا چيزى سقط شده است .