تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
تعزيهء خامس آل عبا سيد الشهداء - اعنى ابا عبد الله الحسين عليه و على آبائه و اولاده الف الف آلاف التحية و الثناء - نمايد و با انقراض اولاد او بالكليه عالىحضرات متولّى و ناظر مبلغ مزبوره را تسليم سيد صالحى نمايند كه در هر جايى كه عالىحضرات متولّى و ناظر مصلحت دانند ، صرف تعزيهء خامس آل عبا نمايد و بقيهء محصولات موقوفات مزبوره را عالىحضرات متولّى و ناظر در وجوه خيرات و مبرات و ارباب استحقاق به نحوى كه مصلحت دانند صرف نمايند . و واقف چنين شرط نمود كه صدور عظام و مباشرين موقوفات ، به هيچ وجه من الوجوه دخل در موقوفات مزبوره ننمايند و از متولّى و ناظر حساب نطلبند و حساب ايشان را به يوم يقوم الحساب واگذارند . و تغيير و تبديل‌دهنده به لعنت خدا و نفرين رسول خدا و ائمه هدى عليهم السلام گرفتار گردند و در زمرهء جماعتى كه با سيد الشهداء عليه الصلاة و السلام در كربلاى معلّى مقاتله نموده‌اند محشور شوند .
فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
« 1 » و ثواب اين وقف موفق به ارواح مطهّرات حضرات سدره مرتبات عرش درجات اهدا نمود و صيغهء شرعيه بر شروط مزبوره جريان ملى يافت ، وقفا صحيحا شرعيا الى أن يرث الله الارض و من عليها . شهر ذى حجة الحرام من شهور سنهء تسع عشرة و مائة و الف . 1119

[ وقف يك رقبه براى كاتب وقف‌نامه ]

باعث بر تحرير اين كلمات شرعيه آن كه وقف صحيح شرعى نمود عالىقدر واقف معزّى اليه مزبور متن موازى هفت جريب رسم زمين سادهء واقع در قريهء مذكورهء متن را كه محدود مىشود به نهر آب و به باغ حبيب الله و به شارع و به ملك ديگر ، واقف معظم اليه بر حضرت صلاحيت و ديانت و امانت شعار متولّى مسطور متن كه هرساله حاصل و مداخل آن را بعد از وضع اخراجات ضروريه بالتمام صرف معيشت خود نمايد ؛ و بعد از فوت او به اولاد او به شرحى كه در متن قلمى شده ، بطنا بعد بطن . و صيغهء شرعيه جريان يافت و كان ذلك فى شهر رجب المرجّب من شهور سنه احدى و عشرين « 2 » و مائة و الف .
هامش
( 1 ) . بقره ، 181 ( 2 ) . پايان وقف‌نامه كه البته ناقص است و احتمالا يك صفحهء ديگر بوده است . كلمهء « و مائة » در پايين آخرين صفحه آمده كه نشان از آن دارد كه در صفحهء بعد بوده است .
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 901 | الشيخ رسول جعفريان