فصل سيم از باب دويم : ماتن [ قمى ] در جواب محشى [ مجلسى ] مىگويد : حضرت آخوند تعجب فرمودهاند كه ما طريقهء اولياء الله را طريقهء حلاج ناميدهايم و فرمودهاند كه همهء علماى صوفيه مذمّت حلاج نمودهاند . از اين گفتگوها ظاهر مىشود كه حضرت آخوند ، كتب اين طايفه را مطالعه نفرمودهاند ، بلكه مفتاح الفلاح را نيز نديدهاند و نشنيدهاند كه شيخ شبسترى در گلشن [ راز ] گفته ؛ بيت :
روا باشد انا الحقّ از درختى * چرا نبود روا از نيك بختى
و كتاب گلشن در پيش اين طايفه بسيار عظيم است تا آن كه لاهيجى از عظماى علماى اين طايفه است ، شرحى بر آن نوشته « 1 » و ملّاى روم كه عمده علماى اين طايفه است ، و شما او را مرشد خود مىدانيد ، اشارت به بزرگى حلاج نموده ، گفته است ؛ شعر :
اگر از پوست ، كس درويش بودى * رئيس پوستپوشان ميش بودى
اگر مرد خدا آن مرد چرخى است * يقين دان كآسيا معروف كرخى است
اگر كف بر دهن ، عرش است معراج * يقين ميدان شتر منصور حلّاج
و اگر چنان چه تتبع كنى ، به يقين بدانى كه اين طايفه كه تو از مريدان ايشانى ، همگى تابع حلّاجند . و ديگر فرمودهاند كه اين طريقه را حضرت امير المؤمنين عليه السلام و فرزندانش عليهم السلام به رشيد هجرى و كميل زياد و قنبر و سلمان و جابر جعفى تعليم نمودهاند .
حضرت آخوند به اين گفتگوها ، عوام را فريب مىتواند داد ، امّا جمعى كه كتب رجال را ديده باشند ، كى به اين گفتگوها فريب مىخورند ؛ و لازم است كه حضرت آخوند بيان فرمايد كه كدام قول و فعل اين جماعت كه تابعان اهلبيتاند ، موافق قول و فعل تابعان حلّاج و بايزيد است ؟
به هر حال بر ايشان تهمت زده ، حق تعالى در روز قيامت ميان تو و ايشان حكم خواهد نمود . ديگر به اين گفتگو طريقهء خود را باطل نمودهاى ، چرا كه به قول شما ، اين چند كس صاحبان اسرار اهلبيتاند و اهل بيت طريقهء تابعان حلّاج و بايزيد را به ايشان تعليم
هامش
موقوف است به رجالدانى و تتبع احوال روات ؛ پس بايد كه ارباب انصاف ، كتب رجال را مطالعه نمايند تا رجالدانى و فقاهت حضرت آخند را بدانند كه چه دارد ، و اگر ايشان را فرصت مطالعهء آن نباشد ، ما احوال جماعت مذكوره را به جهت ايشان نقل نماييم . پس اقوال علماى رجال در باب هريك از اين چند تن ذكر كرده و بعد از آن مىگويد كه ، خوب نباشد كه كسانى كه دعواى كشف و كرامات نمايند ، اين طور غلطهاى عظيم كنند و به روشى سخن گويند كه بعضى از مريدان ايشان كه به صفت انصاف متّصف باشند ، انكار ايشان نمايند ؛ اما ظاهرا حضرت آخند خاطر مبارك جمع كرده ، مىدانند كه مريد صاحب انصاف و تمييز در عالم بسيار كم است ؛ و الله يهدى من يشاء الى صراط مستقيم و هو بكل شىء عليم .
( 1 ) . لاهيجى ، محمد ، مفاتيح الاعجاز در شرح گلشن راز ، با مقدمهء كيوان سميعى ، تهران ، محمودى ، 1337 ش