كشور براى رعايت امور شرعى ، مىتوانيم اهميّت اين مطلب را در ذهنيّت عبدى بيك ، نيك دريابيم . وى در اين باره چنين مىسرايد :
ز يُمنش شرع پيغمبر قوى دست * ز نيرويش بناى كفر و كين پست
شريعت را رواج از دولت او * شكست كار كفر از صولت او
و در جاى ديگرى مىگويد :
آن شاه كه شرع را پناهست * بىشايبه سايهء إله است
هم مهر سپهر پادشاهيست * هم سايهء رحمت الهى است « 1 »
و در مورد ديگرى در وصف شاه آمده است :
در عمل تابع خدا و رسول * از طريق نبى نكرده عدول
اختيارش نه در شعار و دثار * جز سلوك ائمهء اطهار « 2 »
در صحيفة الاخلاص نيز مىگويد :
ازو ديده شرع محمد نوى * چو حيدر ازو پشت ملت قوى
رواج شريعت به دوران او * ظهور حقيقت ز فرمان او
زمانه به تدبير او گشته رام * شريعت ز سعيش گرفته نظام « 3 »
باز در همان مثنوى مىگويد :
به دين و به دولت ز هركس فزون * به هر مصلحت دولتش رهنمون « 4 »
در مظهر الاسرار نيز مىگويد :
پيرو شرع نبى و آل اوست * شرع قوى دست به اقبال اوست « 5 »
5 - شاه طهماسب سايهء خدا
سايهء خدا بودن كه ترجمه جملهء السلطان ظل الله است ، در ادبيات ستايشى شاهانه ، هميشه از پيش و پس از اسلام و در بيشتر فرهنگ سياسى موجود در ايران ، جاى خود را محفوظ نگاه داشته است . اين مسئله ، در اشعار عبدى بيك به كرات و مرات آمده است .
آن شاه كه شرع را پناهست * بىشايبه سايهء إله است
هم مهر سپهر پادشاهيست * هم سايهء رحمت الهى است « 6 »
هامش
( 1 ) . جنة الاثمار ، ص 5
( 2 ) . زينت الاوراق ، ص 42
( 3 ) . صحيفة الاخلاص ، ص 103 ، 104
( 4 ) . همان ، ص 122
( 5 ) . مظهر الاسرار ، ص 32
( 6 ) . جنة الاثمار ، ص 5