مطاع حد جارى و مورد مؤاخذه و بازخواست سازند . چنانچه احدى به افعال ناشايست قيام نمايد و ديگرى مطلع گرديده ، اعلام ننمايد ، آن شخص را به نوعى تنبيه نمايند كه موجب عبرت ديگران گردد . و به علت وجوهات مزبوره ، چيزى بازيافت ننموده ، نگذارند كه آفريدهاى بدان علت ، دينارى طمع و توقّع نمايد و خلافكنندهاى از مردودان درگاه الهى و محرمان شفاعت حضرت رسالت پناهى و مستحقان لعن و نفرين حضرات ائمهء معصومين - صلوات الله عليهم اجمعين - و ملائكهء آسمان و زمين باشد و اهالى و اوباش را نيز از كبوترپرانى و گرگدوانى و نگاهداشتن گاو و گوسفند و ساير حيوانات جهت جنگ و پرخاش كه باعث خصومت و عناد است ، ممنوع ساخته ، سدّ آن ابواب را از لوازم شمرده ، دقيقهاى در استحكام احكام و اشاعت و اجراى اوامر شريفه فروگذاشت ننمايند و رقم قضا شيم معدلت مضمون را بر عموم خلايق خوانده ، بر سنگ نقش و در مساجد جامع نصب نمايند . و در اين ابواب قدغن دانسته ، هرساله رقم مجدد طلب ندارند . « 1 »
. * . به طور معمول ، اين فرمان همراه با يك مقدمهء كوتاه و گاه با تغييرات مختصرى به شهرهاى مختلف ارسال مىشد تا بر سنگ نقش شده و در مساجد نصب شود . به عنوان مثال ، همين حكم با يك مقدمه و تغييراتى در متن ، در سمت راست ايوان مسجد مير عماد كاشان نصب شده است :
حكم جهانمطاع شد آن كه وزير و داروغه دارالمؤمنين كاشان به شفقت شاهانه سرافراز گشته ، بداند كه چون « از هنگامى كه مهرهء انجم . . . [ تا آخر ] تحريرا فى شهر شوال سنة 1106 . « 2 »
همين حكم باز با تغييرات مختصرى در سر در مسجد جامع تبريز به صورت سنگ نبشته نصب شده و همان تاريخ شوال 1106 را دارد . « 3 »
مانند همين حكم در مسجد جامع لاهيجان نيز نصب شده . « 4 » همين سنگ نبشته در
هامش
( 1 ) . نصيرى ، دستور شهرياران ، صص 50 - 51
( 2 ) . نراقى ، آثار تاريخى شهرستانهاى كاشان و نطنز ، صص 167 - 168 ؛ نوايى ، اسناد و مكاتبات تاريخى ايران ، از سال 1105 تا 1135 ، ص 61 - 63
( 3 ) . ترابى طباطبائى ، آثار باستانى آذربايجان ، ج 1 ، صص 276 - 282 ؛ نوايى ، اسناد و مكاتبات تاريخى ايران ، از سال 1105 تا 1135 ، ص 64 - 66
( 4 ) . ستوده ، منوچهر ، از آستارا تا استرآباد ، ج 3 ، ص 115