تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
حال كوشيده است تا اشكالات احتمالى مطرح‌شده ، به ويژه آنچه را كه در غاية المراد ( تأليف شهيد اول ) وارد شده ، پاسخ دهد . وى از يك‌سو بايد در برابر احتمال وجوب عينى پاسخگو مىبود و از سوى ديگر ادلهء قائلين به حرمت را رد مىكرد . آنچه از ادله قائلين به حرمت اهميت دارد مسألهء شرطيت وجود امام يا نايب خاص اوست و چون تحقق اين شرط در عصر غيبت منتفى است ، بنابراين اقامهء جمعه حرام است ؛ اما محقق كركى با استناد به قول علامه در مختلف مبنى بر كفايت فقيه ، از اين اشكال جواب داده است ؛ محقق كركى اين قول را كه فقيه براى حكم و افتا منصوب شده است نه نماز جمعه ، بسيار نادرست دانسته و مىگويد : لأنّ الفقيه منصوب من قبلهم - عليهم السّلام - حاكما فى جميع الامور الشّرعيّة » . ( ص 153 ) مؤلف در باب سوم در صدد استنتاج از حكم ارائه‌شده در باب ولايت فقيه برآمده و اين باب را در اثبات اينكه اقامهء جمعه در دوران غيبت جز با حضور فقيه جامع الشرايط ، مشروعيت ندارد ، مىگشايد . فلسفهء اصرار او بر اين قول ، آن است كه هم شرطيت امام يا نايب او در نظر گرفته مىشود - امرى كه اجماع منقول بر آن قائم شده است - و هم در برابر كسانى كه شرط مذكور را نپذيرفته و اقامه جمعه در عصر غيبت را حرام مىدانند ، بتوان به به وجود فقيه جامع الشرايط و نيابت عام او استناد كرد . نكتهء قابل توجه در سخنان محقق كركى اين است كه وى در اثبات شرطيت اذن امام و يا نايب او ، بيشتر به فقهاى متأخر مانند محقق حلى در معتبر ، علامه در تذكره و شهيد اول در ذكرى استناد كرده است . وى پس از كوشش بىدريغى كه براى استخراج قول به نيابت فقيه در اقامه جمعه ، از كلمات فقها نموده ، مىگويد : در دوران غيبت هيچ فقيهى قول به وجوب حتمى عينى را به طور مطلق و يا قول به وجوب تخييرى بدون حضور فقيه را اختيار نكرده است و اگر كسى با اين روال قطعى مخالفت كند ، چيزى جز جرئت مخالفت بر حق تعالى را مرتكب نشده است . ( ص 163 ) استخراج نظرات مرحوم كركى از كلمات فقها در عين حالى كه بسيار استادانه صورت گرفته ، ولى در پاره‌اى موارد ، خالى از تكلّف نيست . محقق در پايان رسالهء خود ( ص 168 - 170 ) تحت عنوان « خاتمة و ارشاد » ، در عمل به وعده‌اى كه براى تبيين شرايط فقيه در ضمن بحث از معناى فقيه جامع الشرايط داده بود ، سيزده شرط را براى چنين فقيهى برمىشمارد تا مردم معناى سبكى از آن برداشت نكرده و ارزش و مرتبهء واقعى اين كلمه را دريابند . « 1 »
هامش
( 1 ) . در فهرست مجلس سناى سابق ، ج 1 ، ص 389 رساله‌اى با عنوان « شرايط الاجتهاد المبيحة للقضاء و الإفتاء » گويا از كركى آمده است ، در خوانسارى ، روضات ( ج 4 ، ص 368 ) آمده : « و اما رسالة الجمعة فهى