تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
مسألهء پرسش از شرايط امام ، اختصاص به خوارج نداشت . نوع مخالفان حاكميت رسمى تسنن ، كه از همان آغاز رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله قدرت را در دست داشتند ، با اين مشكل مواجه بودند . اين امر در عهد امويان ، مسألهء جارى گروه‌هاى مخالف حكومت بود ؛ گروه‌ها و يا افرادى كه بعضا خود جزو جامعهء تسنن به شمار مىرفتند . با اين حال امويان عقيدهء آن گروهى را رسمى دانستند كه اطاعت بىچون و چرا را ترويج مىكردند و عدالت را در حاكم و امام جماعت و جمعه شرط نمىدانستند . برجسته‌ترين چهرهء صحابى در اين جهت ، عبد الله بن عمر بود كه روش سياسى وى بر همين پايه قرار داشت ، گرچه بر اين گمان بود كه تقدس عبادى شخصى را به عنوان امرى درونى پابرجا نگاه داشته است . البته در نگاه سنيان ، اگر امام جماعت و جمعه عادل باشد ، مطلوب است ، اما فرض بر اين است كه اگر فاسقى سر كار آمد ، اطاعت از او نيز همچون اطاعت از او نيز همچون اطاعت از خداوند واجب است ! « 1 » تأثير عمومى اين حركت آن بود كه مفهوم « عدالت » قوّت خود را در فقه سياسى اهل سنت از دست داد . حشويه يا اهل حديث ، اين مبنا را به شدت استوار كرده ، در برابر مخالفان ، كه به طور عمده شيعيان و معتزله بودند ، مقاومت كردند . آنان مبناى اصلى عدل را كه حسن و قبح عقلى بود ، از ميان بردند تا كسى نتواند تعريفى براى عدالت عرضه كند بلكه عدالت صرفا در چهارچوب همان‌كه انجام مىپذيرد و طبعا به گمان آنان به جبر الهى - كه يك مصداق آن اصل حاكميّت امويان است - محدود شود . امامان شيعه ، عدل الهى و عدالت امام جماعت و جمعه را در آموزه‌هاى دينى - سياسى خود به شدّت تقويت كردند ؛ و فقها و متكلمان شيعه ، جايى بس و الا براى اين مفاهيم در انديشه‌هاى كلامى و فقهى خود اختصاص دادند . از نظر امامان شيعه اين عقيدهء مخالفان ، كه ائمهء هدايت با ائمهء كفر مساوى است و اطاعت هركس كه جانشين رسول خدا صلى الله عليه و آله شد - فاسق باشد يا فاجر - فريضهء الهى است و . . . به هلاكت كشاندن مردم است . « 2 » امام مجتبى نيز در حضور معاويه و مردم در شهر كوفه فرمودند : خليفه كسى است كه به كتاب خدا و سيرهء پيامبر خدا صلى الله عليه و آله عمل كند ، نه كسى كه ستم را پيشهء خود مىسازد « 3 » اطاعت از امام عادل و مخالفت با حاكم ظالم در ديگر روايات ائمه - عليهم السلام - مورد تأكيد قرار گرفته ، « 4 » و همان گونه كه گذشت ، در فقه شيعه و حتى كلام ، جايگاه ويژه‌اى
هامش
( 1 ) . ابن حزم ، الفصل فى الملل و الاهواء و النحل ، ج 4 ، ص 122 ( 2 ) . نك : مجلسى ، بحار الانوار ، ج 90 ، ص 57 ( 3 ) . اصفهانى ، ابو الفرج ، مقاتل الطالبيين ، ص 47 و نك : ذخائر العقبى ، ص 40 ؛ زرندى حنفى ، نظم درر السمطين ص 200 ( 4 ) . براى اين روايات نك : منتظرى ، حسينعلى ، دراسات فى ولاية الفقيه ، ج 1 ، صص 300 - 293