هميشه در مراكز اصلى و شهرهاى بزرگ ، در كار امامت جمعه و حتى جماعت در مساجد جامع مداخله مىكردهاند . در اين صورت ، وقتى خلفا و عاملان آنان جائر و ناعادل بودند ؛ اقامهء نماز جمعه از سوى شيعيان با آنها چگونه مىتوانست ممكن باشد ؟
در اين باره ، ياد كردن از دعاى امام سجاد عليه السلام كه در صحيفه آمده است ، مناسب مىنمايد . دعاى چهل و هشتم صحيفه ، دعاى « يوم الأضحى و يوم الجمعة » است كه حضرت ضمن استدعاى بخشش از خداوند و درخواست رحمت و مغفرت - مىفرمايد :
« بار خدايا ! اين مقام [ مقصود امامت نماز عيد و جمعه است ] براى جانشينان و برگزيدگان تو است و اين جايگاه امينان تو را با پايهء بلندى كه تو به ايشان اختصاص دادهاى ، آنان تصاحب كردند . » « 1 »
بدين ترتيب ، امامت عيدين و جمعه غصب شده تلقى گرديده است و روشن است كه شيعيان نمىتوانستند با چنين غاصبانى نماز بگزارند ؛ چرا كه در روايات اهل بيت ، عدالت امام شرط اساسى اقامت جمعه تلقى مىشد . چنان كه از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود : « تجب الجمعة على كلّ من كان منها على فرسخين ، اذا كان الإمام عادلا » . « 2 »
امام صادق عليه السلام نيز فرموده است : « لا جمعة إلّا مع امام عدل تقىّ . « 3 »
از امير مؤمنان ، على عليه السلام نقل شده است كه فرمود : « لا يصحّ الحكم و لا الحدود و لا الجمعة الّا به امام عدل » . « 4 »
بنابراين ، شيعيان ، بر اساس فتواى مشهور ميان شيعه ، ملزم بودند تا اولا : نماز جمعه را يا با امام « 5 » يا كسى كه امام وى را تعيين كرده ، اقامه كنند . ثانيا : در صورتى كه نايب عام باشد لزوما مىبايست اين نماز را با امام عادل اقامه كنند . اين در حالى بود كه حكام آن روزگار ، از نظر آنان فاسق و جائر بودند . البته اين جور يا فسق از دو ناحيه بود : از سويى اساسا خلفا حق اهل بيت را در امر خلافت غصب كرده بودند و حكومتشان مشروعيت نداشت و از
هامش
ادلّته ، ج 2 ، صص 277 - 278 . از برخى از مطالبى كه در همين نوشتار از قول احمد بن حنبل آوردهايم ، آشكار مىشود كه او نيز بر اين باور بوده كه نماز جمعه را بدون اذن سلطان نمىتوان خواند .
( 1 ) . صحيفهء سجاديه ؛ دعاى چهل و هشتم ، فقرهء 9 . اين كلامى است كه قائلين به منصبى بودن امامت جمعه به آن استناد كردهاند .
( 2 ) . قاضى نعمان ، دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 181 ، نورى ، مستدرك الوسائل ، ج 6 ، ص 12 از دعائم
( 3 ) . قاضى نعمان ، ج 1 ، ص 182 ، نورى ، ج 6 ، ص 13
( 4 ) . همان ؛ و لذا فقهاى اسلام نيز گفتهاند كه : « صلاة الجمعة فرض لازم مع امام عادل » ، نك : رسائل الشريف المرتضى ( تحقيق : السيد احمد الحسينى ) ج 3 ، ص 41 ، در ج 1 ، ص 272 وى مىگويد : « لأنّ إمامة الفاسق عند اهل البيت لا يجوز » .
( 5 ) . البته اين نظر همهء فقهاى شيعه نبوده است .