تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
اين وظيفه به درستى انجام مىشد تا چه حد مىتوانست - و هم اكنون هم مىتواند - در كاهش تنش‌هاى سياسى و فرهنگى جامعه مؤثر باشد .

بخش اول : زمينه‌هاى تاريخى

1 - مسائل و مشكلات اقامت نماز جمعه براى شيعيان

دو امر « جماعت » و « جمعه » همواره تبلورى بودند از پيوند سياسى - عبادى حاكم با امت . در اين ميان ، نماز جمعه از نماز جماعت بسيار مهم‌تر بوده و هست ؛ زيرا هم اجتماع بيشترى را در مسجد جامع شهر مىطلبد و هم خطبه‌هاى امام جمعه عامل رشد فكرى و معنوى مردم است . طبيعى است كه در نماز جماعت ، اين دو ويژگى - عموما - وجود ندارد ؛ با اين حال اقامه نماز در پشت سر امام ( پيشوا ) به هر روى ، نوعى « مطاع و مطيع » را به همراه دارد ، گرچه هيچ فقيهى قيد نكرده است كه امام جماعت لزوما بايد حاكم يا منصوب از سوى حاكم باشد ؛ و البته خلفا و حكام ، معمولا ائمهء جماعت مساجد بزرگ را معين مىكرده‌اند . در آغاز عهد خلافت ، حاكم مسلمانان ، خود امامت جماعت و جمعهء مركز خلافت را عهده‌دار بود ، ليكن وقتى دستگاه خلافت با دين و ديندارى فاصلهء بيشترى گرفت ، اين كار از مسئوليت‌هاى عالمان شمرده شد . در نگاه بسيارى از فقيهان سنى ، اگر حاكم كسى را به امامت منصوب كرد ، بر مردم است كه در پشت سر او نماز بگزارند و در اين باره ترديدى به خود راه ندهند . چه ، در غير اين صورت ، راه نفاق را در پيش گرفته‌اند . بنياد اين نگرش يك اصل سياسى - فقهى بود كه خاستگاه مذهبى داشت ؛ گرچه در ادامه ، گرفتار تحريف شد . اين اصل ، « اصل اطاعت از حاكم » بود . اولين پرسش در اين باره ، اين بود كه حاكم چگونه حاكم مىشود و در چه امورى بايد از او پيروى كرد ؟ خاستگاه مذهبى بحث چنان بود كه رهبرى تا زمانى كه ويژگىهاى خاص دينى و سياسى لازم را داراست ، بايد به عنوان امام از او پيروى شود . دربارهء اين ويژگىها ، چندوچون‌هايى پيش آمد ؛ اما براى خلفاى جور مصلحت نبود كه منتظر اين چون و چراها نشسته ، اجازهء ورود به صحنهء بحث سياسى - دينى بدهند . آنان بر اصل « اطاعت » ، آن هم اطاعت بىقيد و بند و در هر شرايطى ، تأكيد كردند و تخطى از آن را در هيچ صورتى روا نشمردند و حتى كمترين برخورد را به عنوان « شقّ عصاى مسلمين » محكوم و مطرود دانستند . در اين باره ، نمونه‌هاى بىشمارى وجود دارد . جالب آنكه ، آن‌ها به زور از مردم بيعت مىگرفتند و پس از آن كه فردى بيعت مىكرد آن را به‌منزلهء
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 252 | الشيخ رسول جعفريان