سرسپردگى كامل او در برابر همهء اوامر حكومت بدون چون و چرا تلقى مىكردند . به همين دليل ، هر زمان كه از دستورى تخطى مىكرد ، به استناد همين بيعت ، او را متهم به « شكستن جماعت » كرده ، مورد آزار و اذيتش قرار مىدادند . اين رويهء دستگاه خلافت بود .
يكى از صحنههاى حساس رعايت اين اصل ، اقامهء نماز پشت سر حاكم و يا امام منصوب از طرف حاكم بود . به ويژه اگر اين نماز ، نماز جمعه و يا نماز عيد مىبود .
حساسيت خلفاى جور كه بر اصل « مطلق اطاعت » حتى در صورت فاسق و فاجر بودن حاكم ، تأكيد داشتند ، چنان و چندان بود كه اجازهء هيچ نوع تخطى از حضور در جمعه و جماعت را به مردم نمىدادند . براى اين كار ، بايستى راه شرعى قضيه حل مىشد و عالمان و انديشمندان جامعه بايد راه حلّى ارائه مىدادند . بديهى است آنان از يكسو گرفتار حاكم زمان و يا آلت دست او بودند و مصلحت را در مداراى با او مىديدند و از سوى ديگر ، نگران جنبههاى اجتهادى و عبادى مسئله بودند ! راه حلى كه برگزيده شد ، تا حدودى مشكل را براى هر دو طرف حل كرد . عالمان سنى يكپارچه اعلام كردند كه اطاعت بىقيد و شرط حاكم بر هر مسلمانى واجب است و به هيچ دليلى نمىتوان از حكم او تخطّى كرد ! بنابراين ، وقتى حاكم خودش به عنوان امام ، نماز جمعه مىخواند يا كسى را براى اين مقام معين مىكند ، بر مسلمانان لازم است با او نماز بگزارند ؛ در غير اين صورت از فرمان حاكم سرپيچى كردهاند . از سوى ديگر ، به مردم گفته شد كه اصولا « عدالت » شرط امام جماعت و جمعه نيست . مردم بايد در انديشهء اقامه اين فريضهء دينى باشند و آن را به عنوان يك عبادت انجام دهند . هيچ لزومى ندارد كه امام آنها متّصف به صفت عدل باشد ، بلكه حتى اگر متهم به فسق و كفر باشد ، آنان بايد نمازشان را بخوانند و بدانند كه آسيبى به نمازشان وارد نخواهد شد ! در واقع ، آنان ناگزير شرط عدالت را از امام حذف كردند تا از سويى به گمان خود « جماعت امت » را حفظ كنند و شقاق و نفاقى در جامعه ايجاد نشود و از سوى ديگر ، دل مسلمانان را از اين بابت كه با امام فاجرى نماز مىگزارند ، آرام سازند . بدين صورت شرط عدالت از امام جماعت و جمعه حذف گرديد .
شخصى از « ابن حزم » دربارهء خواندن نماز پشت سر امامى پرسش كرد كه مذهب او را نمىداند ، ابن حزم برآشفت و گفت : اولين بار ، سؤال از اين مسئله را « خوارج » مطرح كردند ! او مىافزايد : هيچيك از صحابه و تابعين امتناع از اقامهء نماز در پشت سر امامى كه امامت نمازشان را عهدهدار بود نمىكردند . آنان حتى پشت سر شخصى چون حجاج ، نجده خارجى و مختار « 1 » و حتى كسانى كه متهم به كفر بودند ، نماز خواندند .
هامش
( 1 ) . ابن حزم اندلسى ، رسائل ، ج 3 ، صص 207 - 208