تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
ابو سعيد در جواب پيغام داد كه او هيچ‌گاه متعرض طايفه درويشان نمىشود . « 1 » هنگامى كه علماى كينه‌توز سنى از اقدامات ابو سعيد بر عليه شيخ خليفه نااميد شدند ، در سال 736 ه ق نيم‌شب شيخ خليفه را در مسجد به قتل رساندند . و چنين وانمود كردند كه شيخ خودكشى كرده است . « 2 » در بين شاگردان معتقد و علاقه‌مند به شيخ خليفه مازندرانى ، شيخ حسن جورى از ديگران فعال‌تر و شايسته‌تر بود ، بنابراين با نظر مثبت و پنهانى شيخ خليفه ، او به جانشينى شيخ انتخاب شده بود ، پس از شهادت شيخ خليفه هنگامى كه شيخ حسن اقامت خود را در سبزوار به مصلحت نديد از روى ناچارى به نيشابور عزيمت كرد و از آنجا نيز به اطراف خراسان سفر كرد . در آنجا مردم را به روش شيخ خليفه دعوت مىكرد و هركس كه دعوت او را مىپذيرفت نامش را در دفترى مىنوشت و مىگفت : « حالا وقت اختفاست ، آلت كارزار را ترتيب دهيد و منتظر اشارهء من باشيد ، « 3 » و فعلا به كسب و كار خود مشغول باشيد . » « 4 » به نظر مىرسد برخى از مفاهيم به كار رفته توسط شيخ حسن برگرفته از اعتقادات شيعيان امامى باشد نظير « وقت اخفا » و « وقت ظهور » ، باتوجه به اينكه شيخ حسن ياران خود را به كسب معاش توصيه مىكند ، اما چنين به نظر مىرسد كه بيشتر ياران شيخ حسن جورى از تجار شهرى و پيشه‌وران بوده‌اند . سمرقندى نيز اين نظريه را تأييد مىكند . از طرف
هامش
( 1 ) . حبيب السير ، ج 3 ، ص 359 . ( 2 ) . مير خواند ، روضة الصفا ، ج 5 ، ص 605 . ( 3 ) . حبيب السير ، ج 3 ، ص 359 . ( 4 ) . عبد الرزاق سمرقندى ، مطلع سعدين ، ص 146 .