تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
دعوت كردند . شيخ جمال الدين حسن بن مطهر حلى ، بزرگ‌ترين دانشمند شيعهء زمان ، را به حضورش بردند و بدين‌ترتيب اولجايتو به تشيع گرايش پيدا كرد و به نام دوازده امام خطبه خواند و نام آنان را بر سكه زد . « 1 » و از آن پس در مدارس علوم دينى ، فقه شيعى تدريس شد . در گرايش پيدا كردن سلطان به مذهب تشيع ، احتمالا حضور خواجه اصيل الدين طوسى ، فرزند خواجه نصير الدين طوسى بىتأثير نبوده است . او عالمى بزرگ و شخصيتى و الا بود . « 2 » با اين حال كار گرايش سلطان به مذهب شيعه طولى نكشيد و روحانيون سنى مذهب به شدت عكس العمل نشان دادند و نارضايتى خود را برملا ساختند و به تحريك مردم پرداختند . گذشته از قزوينيها كه دستورات سلطان را مبنى بر مراعات احكام شيعى نپذيرفتند ، درپى آن ، اهالى بغداد ، شيراز و اصفهان نيز دست به شورش زدند . جماعتى از امراى طراز اول مغول نيز كه دست از تسنن نكشيده بودند ، پيوسته عواقب وخيم كار را به سلطان گوشزد مىكردند . بدين ترتيب عاقبت اولجايتو از رسميت دادن تشيع روىگردان شد و دستور داد تا طريقه اهل سنت همچنان محفوظ بماند . « 3 » در همين زمان خواجه سعد الدين محمد ساوجى ، وزير اولجايتو نيز كه از پشتيبانان واقعى شيعيان در دستگاه اولجايتو بود ، در حال رقابت با خواجه رشيد الدين فضل الله به اتهام اختلاس از خزانهء ديوان به اتفاق جمعى از همدستانش به امر سلطان به قتل رسيد ، و از آن پس كار تشيع از رونق افتاد و بار ديگر
هامش
( 1 ) . حبيب السير ، ج 3 ، ص 191 . ( 2 ) . تاريخ اولجايتو ، همان ، ص 198 . ( 3 ) . ابن بطوطه ، سفرنامه ، ج 1 ، ص 434 .