خلفاى پيشين ياد مىشد تغييراتى ايجاد شود . « 1 » گرايش سريع و روزافزون غازان خان به سمت فرقه تشيع ، روحانيون و بزرگان سنىمذهب را سخت به وحشت انداخت . از جمله آنان خواجه رشيد الدين فضل الله بود ، كه با به زبان آوردن نام حضرت على عليه السّلام و آل او در خطبه ، به شدت به مخالفت پرداخت و سلطان را چنين نصيحت كرد كه چون اكثريت مردم ايران سنى هستند و در حدود هفتصد سال و اندى ، نسل به نسل سنى بودهاند ، اگر بدانند كه سلطان شيعه است ، با او از در مخالفت در خواهند آمد و شورش خواهد شد ، پس صلاح در اين است كه عجالتا اين كار صورت نگيرد . غازانخان با اكراه اين استدلال سياسى را پذيرفت . حافظ ابرو به صراحت مىنويسد :
پادشاه غازان را ميلى تمام بدان طايفه بودى ، اما هرگز از غايت كفايت اظهار نكردى و رعايت مصلحت عام فرمودى . « 2 »
در هر صورت مرگ زود هنگام غازان خان اجازه نداد كه او كار به رسميت شناختن تشيع را به انجام برساند .
اولجايتو و تشيع
پس از غازان خان اولجايتو به قدرت رسيد . در زمان او به علت جنگ و جدالى كه ميان شافعيها و حنفيها در دربار درگرفت ، اسلام نوپا بار ديگر با خطر جدى مواجه شد .
شيعيان كه مانند گذشته در دربار رفت و آمد مىكردند و دستاندركار امور سياسى و اجتماعى بودند ، وارد ميدان عمل شدند و نظر سلطان سرگشته را به مكتب
هامش
( 1 ) . دين و دولت در ايران عهد مغول ، ج 2 ، ص 600 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 2 - 601 .