تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

7 كيفيّت احوال خيرمآل ابو الولاية سلطان حيدر بن سلطان جنيد - أنار اللّه برهانه

سلطان حيدر نهالى بود كه از رياض سلطنت سركشيده بر جويبار ولايت پروريده . دل دانش پذيرش مهبط انوار سبحانى . ضمير مهر تنويرش عقده‌گشاى مشكلات نهانى . از انفاس ميمنت اقتباسش روائح فيض و فلاح فايح و از شعشعهء رخسار مهر التباسش لمعات سلطنت صورى و معنوى لايح . ساحت عتبه‌اش مجمع صوفيان صافى اعتقاد ، فسحت سدّه‌اش مورد مجاهدان غزو و جهاد . آن جناب از اولاد سلطان جنيد به ارشاد [ 19 الف ] سالكان رشد و رشاد و اصابت رأى عقده‌گشاى امتيازى تمام داشت و خواهرزادهء ابو النصر حسن بيگ بود . از اين دو جهت انوار هدايت و آثار سلطنت از وجنات هميون و ناصيهء ميمونش در لمعان و هيجان بود ، نظم :
برافروخته از هدايت چراغ * در انديشهء پادشاهى دماغ
به هم جمع درويشى و شاهيش * ز « 1 » درويشى و شاهى آگاهيش
همگى همّت والانهمت عليا بر تمشيت غزو و جهاد مسلوك داشته به معاضدت تأييد الهى و معاونت مستدعيان رونق ملّت حضرت رسالت پناهى به اطراف مساكين « 2 » و اماكن كفّار توجه نموده رايت مقاتله و مجاهده برمىافراخت و تاجى از سقرلات قرمزى كه مشتمل بر دوازده ترك بود جهت كسوت خاص و مجاهدان دين قرار داد كه ارباب ارادت به آن از غير ممتاز باشند و از تلبّس آن تاج قرمزى به قزلباش اشتهار يافته تا [ اين ] غايت تسميهء اين اسم بر خدّام آن دودمان عليّه مكان باقى است .
هامش
( 1 ) م : نه . ( 2 ) در تمام نسخ مساكين ضبط شده ، ظ : مساكن .