تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 899

مساهمون:

ص٨٩٩
حدود است ، رايت عزيمت بلند گردانيده حافظان طرق و شوارع آن طرف را [ 497 الف ] بعضى اسير و دستگير ساخته و برخى را هدف تير و تيغ گردانيدند . موازى سيصد كشتى مملو از نقود و اجناس كه حمل اردوى روميّه نموده بودند جهت ادرار ذخيره و مواجب سپاهيان ايشان به تصرّف درآورده آن طريق نيز مسدود الابواب گردانيد . مقرّب الخاقان رستم بيگ يساول صحبت را با زمره‌اى از مبارزان و مجاهدان رستم توان به جانب كركوك و قزلخان و عاشق معشوق ، كه طرق كردستان و موصل و ديار بكر است ، ارسال داشتند . آن جناب نيز از آن جانب صد كشتى مملو از اجناس ضروريّه سپاهى از حارسان شوارع آن طرف انتزاع نموده جمعى كثير را غرقهء گرداب بلا گردانيد . بر اين نهج طرق و شوارع بالكليّه مسدود الابواب گشته به نوعى نمودند كه احدى را ياراى دخول و خروج اردوى روميّه نماند . چون مدّتى بر اين و تيره منقضى گرديد سعت عيش از اردوى روميّه بار بسته عسرت و تنقيص نزول نمود و از عدم آذوقه و فقدان عليق مردمان و مراكب مستأصل گشته مردمان را از پى قوتى حركت قيام و قعود مسلوب گرديد و مراكب ايشان جمله راه عدم سپردند . با وجود اين حال صفى قلى خان و دليران سپاه منصور و توپچيان مقدور كه در قلعهء مباركه در تحت لواى گردون‌ساى وى محصور بودند بنا بر اظهار قدرت و عدم وجود مخالفان روز بروز بر سوايب و حوالات روميان ريخته خلقى كثير را عرضهء سيف و سنان مىگردانيدند ، لاجرم از داخل و خارج كار بر سردار و سپاه تنگ آمده جز استيمان چاره‌اى ديگر نديدند . بعد از نه ماه كه به تعذيب عباد و تخريب بلاد اشتغال داشتند عاجز و مستأصل گشته وسايطى برانگيختند و ايلچيان [ 497 ب ] زبان دان سخن‌گزار به درگاه پادشاه صفوى بارگاه ارسال داشته از روى عجز و تملّق بسيار التماس صلح نمودند كه بدان وسيله از اين گرداب بلا رخت به ساحل نجات كشد . پادشاه ذى مروّت نيز به مضمون مدلول كلام معجز نظام سرور اولياء علىّ مرتضى - عليه السّلام - آنجا كه فرموده‌اند ، قطعه :
چون شدى بر عدوى خود غالب * عفو كن زانكه بىگنه كس نيست
ور مر او را شفيع كس نبود * ظفر تو شفيع او بس نيست
عمل نموده و سنّت سنيّهء آبا و اجداد عظام خود را نصب العين فتوّت و مروّت گردانيدند و عفو آن جماعت مخذول العاقبه نموده از استيصال آن سپاه درگذشتند . پس ايلچيان را مشمول عاطفت و احسان بر حسب مدعاى ايشان بازگردانيد ( و تخته بيگ