تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
اغنام اقدام نمايد از پيش مىراند و [ 421 ] قريب به دوازده هزار سوار نيزه‌گذار از عقب توپچيان بر اسبان تازى و شامى مقرّر گردانيد بر آن عزيمت كه چون سپاه قزلباش را از صدمهء تفنگ گريزان گردانند آن سواران بر آن بادپايان تازى و شامى از عقب بر قتل و اخذ ايشان مبادرت نمايند ، بيت :
من فكر همىكنم ، قضا مىگويد * بيرون ز كفايت تو كارى دگر است « 1 »
آن‌گاه بر حسب اين تدبير توپچىباشى آن رمهء وحشيان را بر هيئات اجتماعى پيش رانده بر قتل شيران بيشهء هيجا تحريص مىنمود . آن جماعت به ( هيئات اجماع ) « 2 » به آتش دادن تفنگ متواتر پرداخته به طرف سپاه قرچغاى خان ، كه به معركهء كارزار اقامت داشتند ، شتافتند و توپچىباشى از عقب به رعى ايشان اقدام مىنمودند و از عقب وى فارسان تازى سوار بر نهج مواضعه منتظر تاختن و قتل و اسير گرفتن روان گرديدند . قرچغاى خان كه در آن وقت به خطاب مستطاب سپهسالارى معزّز و موقّر گرديده بود با غلامان كوچك خاصهء شريفه و هفت هزار سپاهى و تفنگچى خراسان و اصفهان در برابر توپچيان روم افتاده به مدافعهء آن قوم دامن اجتهاد بر ميان استوار گردانيدند . توپچيان روم چون سحاب ژاله به آتش دادن تفنگ و رعد صداى بادليج و ضرب‌زنگ از صدمات قرع و قلع غلوله‌هاى تفنگ هواى معركهء رزم را چون نزول تگرگ و زلزله در فضاى كون و مكان انداخته به جانب لواى گردون‌ساى قرچغاى خان مرتبه به مرتبه ميل مىنمودند ، به نوعى كه كسى را پيش آن جماعت مجال قرار و سكون ممكن نبود . لاجرم قرچغاى خان به اندازهء عزيمت ايشان بر عقب محاربه كنان معاودت مىنمودند تا به اقبال پادشاه صاحب اقبال مراجعت سپاه قرچغاى خان به رودخانه منتهى گرديد كه اطرافش در غايت ارتفاع و در وسطش نهرى به سان سلسبيل جارى . سران سپاه و توپچىباشيان درگاه چون : شاه نظر خان توكّلى ، مير فتّاح اصفهانى و مولانازادهء بافقى [ 421 ب ] به خدمت نوّاب قرچغاى خان شتافته معروض داشتند كه : « توپچيان را سوار بر اسب محاربهء تفنگ متعسّر است بل متعذّر ، چه توپچى سواره گريختن بيشتر به خاطر مىرساند از اقدام بر محاربه و بر اين نهج كه توپچيان روم بر جسارت اقدام مىنمايند عن‌قريب تفنگچيان ما راه فرار اختيار خواهند نمود . الحال به اقبال پادشاه صفوى بارگاه اين وادى عميق مشتمل بر آب جارى ، كه حصاريست بس متين ، پيش آمده أولى آن كه
هامش
( 1 ) - ف : بيت شعر را ندارد . ( 2 ) - د : ( هيئات مجموعى كثيف ) .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 787 | ميرزا بيگ جنابدى