تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
معيّن بود . بر جانب مقابل وى نيازخان مقدّم ، كه سردارى باشكوه بود از ايل مقدّم كه قريب بدان زمان از روم به بندگى پادشاه جهان آمده قشلاق و ييلاقشان در آذربايجان مقرّر بودى ، نيز با دو هزار سوار از ايل مقدّم و حشم بر يك طرف اين معركه قرار گرفت . بدين گونه سپاهى آراسته و پيراسته و مهيّا جمله را آرزوى جانبازى در سرو مطلب خصم افگندن در دل طريق عبور بر مخالفان مسدود گردانيدند ، نظم :
سپاهى كه عدّش نهايت نداشت * درازى صف نيز غايت نداشت
سپاهى ز آهن‌قبايان همه * چو سدّ سكندر نمايان همه
ز رايات افراخته جابجا * سهى قامتان قيامت نما
از آن جانب چغال‌اوغلى با يك‌صد و پنجاه هزار سوار از سرداران روم و شام و مصر و حلب و اعراب باديه و اكراد جبال و ولايت ارزن الروم و ديار بكر به موضع شبستر بر تسويهء صفوف سپاه فيروزى دستگاه سدّ راه [ 420 ب ] بر نهج مذكور اطّلاع يافته به ساحل بحيره سلماس در برابر شبستر نزول نمود و حدود معسكر خود را به عرّابه‌هاى محمول به توپ و تفنگ و باد لنج و ضرب‌زنگ سورى احداث نموده به ملاحظهء تمام در محافظت جنود روم مىكوشيدند . امّا قبل از اين مقدّمات در اثناى طىّ طريق چون از سطوت قزلباش گريزان گرديده بودند بنا بر دفع خجالت مغلوبيت گاهى از تهوّر و ميدان‌دارى قزلباش آنچه در بلدهء وان مشاهده نموده بود به سرداران روم و شام و مصر و حلب نقل مىنمود و آن سرداران وى را به جبن و بددلى منسوب مىداشته و همواره به لاف‌وگزاف زبان مىگشودند و طالب محاربهء قزلباش مىبودند . در اين وقت كه اهتمام و ملاحظهء تمام از چغال‌اوغلى در حفظ سپاه مشاهده نمودند از آن گروه سفر پاشاى زنجير قرن - والى شام - از روى طغيان و غرور بر عزيمت انتقام آغاز طعن و سرزنش چغال‌اوغلى نموده از روى غرور مىفرمود : « قزلباش را چه واقع است كه با اين مقدار مبارزان شامى و مصرى اين مقدار ملاحظه از ايشان بايد نمود . از اين زمان تا چند ساعت مشاهده نماييد كه چه بلاها بر سر قزلباش آوريم » . سفر پاشا همچنان لاف‌زنان به عزم محاربهء بندگان پادشاه صفوى نشان با توپچىباشى روم و سپاه شام و مصر و جمعى از اكراد ، مجموع سى هزار سوار و پياده از معسكر چغال‌اوغلى ، بر سبيل منقلاى بيرون آمده متوجّه كارزار گرديد چون قريب به مضمار محاربه رسيد با جمع سواران بر فراز پشتهء مرتفع مستطيل ، كه قريب به شبستر واقع است [ و ] مشرف بر معركهء كارزار ، برآمده از فراز پشته تا روى زمين سپاه را به ترتيب بازداشت و هشت هزار توپچى را بر مقدّمه ارسال گردانيد كه به هيئات اجتماعى به آتش تفنگ و بادليج اشتغال نمايند . توپچىباشى آن جماعت را به سان راعى كه به رعى