تحت فرمان آن جناب بسر مىبردند - كه مجموع آن هفت هزار سوار و پياده بودند - در ساعت به استقبال آن گروه شتافته نوعى نمايند كه متنفّسى از چنگ ايشان رهايى نيابد كه على الصباح ما نيز بر حسب استدعاى ايشان بر عزيمت محاربه به حوالى شهر خواهيم شتافت » .
قرچغاى خان بر حسب فرمان اللهويردى خان با هفت هزار سوار و تفنگچى خراسان به استقبال آن جماعت شتافت . چون چهار فرسخ از حوالى موكب نامدار منطوى گرديد اثر جنود روم كه به موجب مواضعه بر اين جسارت اقدام نموده بودند ظاهر گرديد .
قريب به غروب آفتاب قرچغاى خان با آن سپاه ملاقى گرديد . از طرفين آتش حرب بالا گرفته ساعتى امتداد يافت . پس از آن بر روميّه ظاهر گرديد كه سپاه قزلباش جاسوس را گرفته بر مواضعهء ايشان اطّلاع يافته به استقبال شتافتهاند . ايضا از شوكت و اقتدار جنود قرچغاى خان حركت از آن بختبرگشتگان مسلوب گشته لاجرم بىتوقّف [ 417 الف ] گريز بر ستيز اختيار نموده كلمهء « الفرار ممّا لا يطاق » را بر يكديگر خواندند . سپاه منصور با تيغهاى آخته و سنانهاى پرداخته چون قضاى مبرم از عقب ايشان مسارعت ورزيده در هر قدمى سوارى چون سايه به خاك مذلّت افگندند و در هر آنى جوانى به شهرستان عدم روان گردانيدند . بقيّهء آن گروه به اضطرار و اضطراب تمام به قلعهاى كه در ساحل بحيرهء وسطان بر فراز پشتهء رفيع واقع بود پناه آوردند .
قرچغاى خان از عقب آن گروه آن قلعه را مركزوار محيط گشته از رئوس قتيلان آن معركه دو هزار سر انفصال دادند . پاشاى أرجيس و وسطان را نيز به اسيرى گرفته به درگاه نوّاب اللهويردى خان ارسال گردانيد و با كوكبهء تمام آن حصار را احاطهء تمام نموده همّت بر اخذ ايشان مصروف گردانيد . روزى ديگر ، بيت :
برآورد خاقان شرقى هجوم * پراكندگى در سپاه نجوم
اللهويردى خان با جمهور سپاه كينه خواه بر عزم جنگ بر سمند خوشخرام برآمده ميمنه و ميسرهء جنود ظفر ورود را به وجود ذو الفقار خان و گنجعلى خان آراسته مسرعى صبارفتار از عقب قرچغاى خان ارسال گردانيد .
چغالاوغلى بر عادت معهود بر فراز برج اعظم قلعه برآمده به نفس خويش به آتش دادن توپ قيامت آشوب اشتغال مىنمود . قريب به دوازده هزار سوار و پياده بيرون فرستاده پيادگان تفنگچى را در پناه جدار و ابيكهء باغستان ، كه قريب به سور بلده واقع بود ، بازداشت . سواران را دمبهدم از پناه جدار و حوالات به ميدان كارزار ارسال داشته مقرّر بر آن كه فورا مراجعت نمايند تا قزلباش بر اثر ايشان تعاقب نموده قريب به توپچيان رسند و توپچيان به آتش دادن تفنگ اشتغال نمايند .