انتساب جمع آمده بودند . مرشد قلى خان اين دو هزار مرد را به نوعى در ظلّ رايت ميمنت آيت داخل قزوين گردانيد كه اعيان شهر گمان بردند كه از خراسان در ركاب صفوى انتساب مرافق بوده به قزوين داخل گشتهاند .
پس آنگاه پادشاه زمان شاه عبّاس به دولتخانهء آبا و اجداد عظام كرام بر سرير شوكت و عظمت متمكّن گشته مرشد قلى خان با جهان جهان اقتدار چون اقبال پايدار روز و شب به خدمت قيام مىنمود . ( 231 ) دروب دولتخانه را كه مسمّى به عالىقاپو ( 232 ) ست در عهدهء محافظت ملك بهمن مازندرانى با آن سيصد نفر پيادهء توپچى مقرّر گردانيد و مبالغه نمود كه احدى را بىرخصت مرشد قلى خان رخصت دخول ندهد . جماعتى را كه از خراسان در ركاب ميمنت انتساب مرافق بودهاند معيّن داشت كه شب و روز در صيانت درگاه عرش اشتباه اوقات مصروف دارند .
چون خبر نزول موكب همايون شاه عبّاس به دار الملك قزوين در ممالك عراق منتشر گرديد . يوما فيوما از اطراف و حدود ممالك سپاه پراكندهء عراق به صوب دار السّلطنهء قزوين راه برداشته فوج فوج و گروه گروه و اويماق اويماق هر روزه به تقبيل ساحت بارگاه عرش اشتباه پادشاه جمجاه استسعاد مىيافتند . مرشد قلى خان اعيان كه جماعت را به نوازش خسروانه مستظهر و اميدوار ساخته با هريك بر حسب مدعاى ايشان سلوك مىنمود تا در اندك زمان پادشاه كامران سپاهى مستعدّ در ظلّ رايت عرش آيت اجتماع نمودند .
در آن وقت پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد با لشكرى كه از آذربايجان بعد از قتل شاهزادهء غفران دثار سلطان حمزه ميرزا مراجعت نموده بودند در دار السّلطنهء اصفهان اقامت داشتند و همگى همّت بر جمع سپاه گماشته به ارادهء يورش آذربايجان و دفع معاندان روم [ 340 الف ] رايتى مىافراشتند . چون بر توجّه رايات سپهر آيات عبّاسى و جلوس همايونش بر سرير خلافت دار السّلطنهء قزوين اطّلاع نمودند نخست همّت بر دفع ايشان گماشته ، امّا از غايت غرور اين واقعه را وقعى نمىگذاشتند .
امرايى كه بر قتل شاهزاده سلطان حمزه ميرزا اقدام نموده بودند و در آن ولا ابو طالب ميرزا را به جاى وى نصب فرموده پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد را پادشاه نمىدانستند ، ( 233 ) به مقتضاى طبيعت خويش عمل نموده از كسى انديشه به خاطر راه نمىدادند و همگى همّت خويش بر اخذ بلدهء طيّبه كاشان مصروف مىداشتند ، چه ولد محمّد خان تركمان در زمان مغلوبيّت سپاه تكلو و تركمان از موافقت ايشان استنكاف ورزيده در بلدهء كاشان لواى عناد مىافراشت و دم از ولاى پادشاه جهان شاه عبّاس مىزد و سواى آن پادشاه جمجاه ديگرى را سزاوار خلافت نمىدانست . امراى مذكوره چون در اصفهان ورود پادشاه زمان شاه عبّاس اطّلاع حاصل نمودند بر عزم دفع اين مقدّمه با سى هزار سوار كه در ظلّ رايت پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد جمع بودند بر نصب
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 668
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٦٦٨