قرار گرفت . فرّخ خان تركمان بر ولايت بسطام و دامغان و سمنان حاكم مطلق العنان ساخت . پس همگى را به جمع ذخيره و استحكام سور و قلاع سفارش فرموده در محافظت اقطاعات مفوّضه مبالغه بيش از پيش فرمود . آنگاه در شهورست و تسعين و تسعمائه [ 996 ه 1588 / م ] با سيصد سوار نامدار همه سردار ، كه هريك در روز كار با هزار سوار دم از مساوات زدندى ، در ركاب صفوى انتساب پادشاه زمان شاه عبّاس به صوب دار السّلطنة قزوين رايت سپهر آيت برافراشت .
امّا علىقلى خان بعد از ارسال ايلچى نزد عبد اللّه خان با خود انديشيد كه : به مجرّد نزاعى كه از عصبيّت و وسوسهء شيطانى ناشى باشد دين و دولت به باد دادن و خصمى با علىّ بن ابى طالب و سلسلهء عليّهء صفوى كردن از طريق خرد و مسلمانى به غايت دور است و نتيجهاش در روزگاران به خلود لعن چون شيطان مذكور ؛ چه :
گر آن سهمگين ابر آشوببار * به مرز خراسان شود قطره بار
شود آتش برقش افروخته * بسى خانمانها شود سوخته
اگر ناكسى كرد كارى تباه * نگيرد كسى بر رعيّت گناه
نشايد چنين آتش افروختن * به جُرم جُوى خرمنى سوختن
پس آنگاه از تدبير و انديشهء خويش نادم گشته همّت بر آن مصروف گردانيد كه اگر عبد اللّه خان به مجرّد اين سخن به خراسان توجّه فرمايد و به دست جور و اعتساف ابواب بيدادى بر روى روزگار فرق عباد برگشايد بر انكار مبادرت نموده دار السّلطنهء هرات را به تصرّف وى نگذارد بلكه جان در مدافعه و ممانعهء جنود اوزبك صرف نمايد .
امّا عبد اللّه خان بعد از وصول علىقلى بيگ ساروقچى عزيمت مملكت خراسان تصميم داده از آب آمويه عبور نموده در شهور ستّ و تسعين و تسعمائه [ 996 ه / 1588 م ] در ظاهر دار السّلطنهء هرات خيمه و خرگاه به اوج مهر و ماه رسانيد . علىقلى خان بنا بر ندامت در طلب وى به اظهار انكار لب گشوده خويش را به آن طلب آشنا نگردانيد . از مشاهدهء اين حالت نايرهء غضب عبد اللّه خان اشتعال يافته [ 339 الف ] همّت بر اخذ دار السّلطنهء هرات و گوشمال وى مصروف گردانيد و هرات را مركزوار احاطه نمود .
آنگاه سپاه رزمخواه را به نهب و تاراج خراسان رخصت داده خود به تصرّف و انتزاع هرات مشغول گرديد . علىقلى خان نيز با متابعان و غازيان شاملو همّت بر محافظت هرات گماشته قبل از آن كه عبد اللّه خان به ظاهر هرات نزول فرمايد به تعمير برج و باره و حفر خندق پرداخته بود . پس در ساعت مسرعى به پايهء عرش نظير ارسال داشته از بندگان درگاه استمداد نموده تحصّن بر خاطر قرار داد . عبد اللّه خان نيز انتزاع هرات بر خويشتن لازم دانسته به امر محاصره پرداخت و اطراف هرات بر بزرگان تقسيم نمود .