طبع وقّاد ايشان بر صفحهء روزگار مشيّد مانده . به جاهى متخلّص بودهاند و در حسن خطّ قصب السبق از استادان آن فنّ ربودهاند . و در فنّ اوتار و موسيقى به نوعى كه صوت و نقش و كار و عملش خط نسخ بر تصانيف خواجه عبد القادر و غلام كشيده و خواجه و غلام از بندگان طبع وقّادش بودهاند . از پرتو عنايت و افضالش نادر العصر و الزمان مولانا قاسم قانونى كه در فنّ اوتار و نسبت مؤلفه صيتش چون آفتاب جهانتاب بر سپهر شهرت به اطراف آفاق رسيده ، به منتهاى مصاعد عليّه ترقّى فرمود و استاد سلطان [ 257 ب ] محمّد طنبورى كه در آن فن قصب السبق از سايرين مىربود ، پيوسته با مولانا قاسم مذكور در ملازمت و مجالست سامى ناميش بسر مىبردهاند . ارباب فضل و دانش به يمن تربيتش به مدارج عليّه صعود نمودهاند و همواره بزم فردوس تزيين ايشان از وجود افاضل و ارباب استعداد در هر فنّ و جوانان صبيح الخدّ رشيق القدّ ، چون بهشت عدن آراسته و پيراسته بوده . فرمانفرمايان جهان را بدان نزاهت و لطافت بزم آرايى ميسّر نبوده .
القصّه ، نوّاب ميرزايى بدين صفات موصوف مدتى مديد بر سرير فرماندهى مشهد مقدّس متمكّن بودند و ارباب استعداد از يمن عنايت و احسان دايمى ايشان بر مدارج كامرانى ترقّى مىفرمودند .
امّا شاهزادهء كامگار اسماعيل ميرزا چون مدّت يك سال با كمال سطوت و عدالت در دار السّلطنهء هرات به دارايى اشتغال نمود و در آن مدّت قزّاق سلطان ولد ارشد محمّد خان كه در آن عصر به شهامت و جلادت در ميان قزلباش لواى تفوّق مىافراشت از ملازمت و خدمت شاهزاده لحظهاى مهاجرت اختيار نمىفرمود و شب و روز و گاهوبىگاه در ملازمت عالىاش به سر مىبرد ، حريف حجره و گرمابه و گلستان مىبود و اظهار جانسپارى و يكجهتى على الدوام نموده اين دوام اختلاط و امتزاج وى به تواتر انجاميد و مسموع بارگاه جلال گرديد خاطر خطير اشرف در اين باب متردّد گشته با نفس نفيس انديشيدند كه مبادا از امتزاج و اختلاط آن دو ذات عديم المثال چون اصطكاك فولاد و سنگ شررى حادث گردد كه رخت عاطفت و امنيّت فرق برايا از آن شراره احتراق پذيرد و از آن احتراق ابواب فتنه و فساد بر روى روزگار عباد گشوده گردد .
لاجرم به تجديد ايالت هرات به اسم سامى نوّاب سلطان محمّد ميرزا به توقيع وقيع مزيّن و محلّى داشته سيوندوك بيگ قورچىباشى افشار را مقرّر گردانيد كه در ركاب ظفر انتساب شاهزاده به بلدهء هرات رفته به جناب محمّد خان سپارند كه به طريق سالك لله و راتق و فاتق مهمّات همايونش بوده ، شاهزادهء غيور اسماعيل ميرزا را به مركب هميون رسانند . و در اين باب منشور قضا به نوّاب محمّد خان به نفاذ مقرون گشته [ 258 الف ] سيوندوك بيگ قورچىباشى در ركاب شاهزادهء كامياب سلطان محمّد ميرزا به
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٥٤٥