بىزوال فراموش نمودهاى ؟ شماره و عدد سپاه به كار نمىآيد و خداى تعالى در كلام مجيد اشاره به اين معنى نموده آنجا كه فرمودهاند كه
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
« 1 » دل قوىدار و با آن مقدار سپاه كه در تحت فرمان تست به محاربه شتاب ، كه كرامت و اقبال دودمان عليّه مكان صفويه از آن بيشتر است كه امثال اين امور دفع نتواند نمود . در همه حال فتح ممدّ و معاون محبّان ماست و اكثر سپاه مخالفان رجاله و رعايااند و از سپاهيگرى بهره ندارند و از ايشان هيچگونه كارى نمىآيد . اين همان سپاه شيروان است كه شاهبابام ، انار اللّه برهانه ، با پدران شما كه هفت هزار سوار بودند ، سى هزار سوار و پيادهء ايشان را مقهور گردانيد . »
پس عبد اللّه خان روز ديگر با دوازده هزار سوار نامدار با كوچ و متعلقان غازيان ، بتمامه از بلدهء شماخى بيرون آمده كوچ و بنه را در موضع ساروقميش توقيف فرمود و با آن سپاه رزمخواه متوجه معسكر مخالفان گرديده لواى اقتدار به ذروهء فلك دوّار رسانيد .
از آن جانب قاسم نيز به استقبال سپاه قزلباش از درّهء بيقرد به خروج مبادرت نمود . ما بين قلعهء گلستان و بيقرد آن دو سپاه گران به يكديگر پيوستند و از طرفين نيران قتال اشتعال يافته مبارزان نامى قاصد جان يكديگر گرديدند . بعد از كوشش بسيار قريب به عصر اثر غالبيت و مغلوبيت از دو جانب به ظهور نرسيده بساط شطرنج محاربه به قايمى برچيدند . نوّاب عبد اللّه خان بنا بر عدم استعداد مكان يك كوچ پس نشسته كنار رودخانهاى كه قريب بدان موضع بود لشكرگاه گردانيد سرداران لشكر شيروان آن حركت را حمل بر ضعف و خوف سپاه فيروزى دستگاه نموده ، يك منزل فراپيش آمدند و در ظاهر قلعهء گلستان توقّف نموده به عدد و عدّهء سپاه خود مغرور گشته ، رايت غرور و [ 256 الف ] پندار برافراشتند .
عبد اللّه خان كوچ و بنهء سپاه را كه در موضع ساروقميش توقيف فرموده بودند طلب نموده قبل از وصول ايشان بر نيّت محاربه و تعبيهء سپاه سوار گرديد و نوّاب عليّهء عاليه زوجهء خان كه همشيرهء اعيانيهء نوّاب جهانبانى پادشاه مؤيّد بودند به تدبيرى موافق ملهم گرديده امر فرمود كه ازواج و خدمهء غازيان منصور كه به عدد سپاه دوازده هزار نفر بودند ، مجموع از لباس نسوان عارى گشته ملبّس به لباس رجال گرديدند و يراق از سنان و تيغ و تير آنچه موجود بود بر خود آراسته بر جمال و بغال و خيول سوار گرديده بر عقب سپاه ، بدان آئين بر صوب معسكر مخالفان روان گشتند و در حال گرمى هنگامهء قتال ، اثر ايشان ظاهر گرديده ، سپاه طرفين را از مشاهدهء آن گروه حيرت طارى گشته ، هر
هامش
( 1 ) - بقره : 249 .