عبيد خان بر سرير سلطنت ماوراءالنهر نشسته بود ، ابراز نمود . نوّاب محمّد خان و تمامى ارباب و اعيان را از اين واقع مسرّت بىاندازه معارض گشته ، قاصد را به خلع گرانمايه و نقود وافره مبتهج و خوشوقت ساختند و در حال كيفيت اين سانحه را معروض پايهء سرير خلافت گردانيده مصحوب يكى از غازيان به درگاه عرش اشتباه ارسال داشتند .
104 گفتار در وقايعى كه در اطراف و ثغور ممالك روى داده بعد از استقرار در مقرّ عزّت و اقبال پادشاه فريدونفال
چون به يمن دولت بىزوال و امداد روحانيت ائمّه واهب اقبال پيرامن و حدود ممالك محروسه از لوث وجود مخالفان دين و دولت سمت تطهير پذيرفت و از هيچ طرف امرى كه باعث تفرقه و تشتّت خاطر بندگان اشرف باشد ممكن الوقوع نبود ، رايات عزّت و اقبال در دار السلطنهء تبريز بر سرير ابّهت و نصفت متمكّن گشته [ 220 الف ] در انجاح مطالب فرق برايا اوقات خجسته صفات مصروف مىگردانيدند و در هنگام استواى ليل و نهار روز به ديدار رياحين و ازهار و هنگام اشتداد حرارت صيف در ييلاقات متنزه آذربايجان سرادقات عزّت و اقبال بر اطراف شطوط و وادى به مهر و ماه برافراشته ، بر حسب خواهش طبيعت فردوسنشان ابواب مسرّت و كامرانى بر روى روزگار هميون مفتوح مىداشتند . و به همين شيوهء مرضيه در فصول اربعه اوقات مصروف داشته در فضاى حاجات زيردستان لواى معدلت برمىافراشتند .
در خلال وقوع اين قضايا مسموع بارگاه جلال گرديد كه حسن سلطان رىشهرى - كه از مرتبهء پيشوايى قرار به رتبهء ارجمند امارت و فرماندهى صعود نموده بود - چون ادبار از اين دولت پايدار روگردان گشته ، قلعهء در بندر رىشهر كه بر بساط درياى فارس واقع است متانت داده به ذخيرهء بسيار و آلات حرب بيشمار مشحون گردانيده رخت ادبار به آن حصار برده ، گردن از طوق بندگى كشيده .
سببش آن كه مكرّرا آثار ظلم از وى به ظهور آمده و رعاياى آن محال و زيردستان آن مملكت را به تحميلات و مصادرات بيرون از حساب رنجه داشته ، دادخواه بسيار از وى تظلّم به درگاه خلايق پناه برده ، معدلت پادشاه عادل مقتضى آن بود كه در ازاى آن جور و تعدّى او را به تنبيهى بليغ فرمايند . ايضا با صادرين و واردين بنادر به مقتضاى خواهش