از امراى استاجلو را مقام نزول معيّن گردانيد و جهت هريك اقامت و پيشكش ارسال داشته ابواب عاطفت بر روى احوالشان مفتوح گردانيد .
چون آن اخبار مسموع سپاه غالب گرديد و بر ايشان ظاهر گشت كه به حمايت حاكم رشت در آن ولايت مستظهرند و محاربه با ايشان در آن ولايت از راه عقل دور مىنمايد لاجرم از تعاقب عنان پيچيده متوجّه مقام خويش گرديدند و حاكم رشت در هر چند وقت كپك سلطان و قليچ خان ولد محمّدى خان و ديگر نامداران استاجلو مجلس بزم آراسته به صيقل بادهء ناب زنگ ملال مغلوبيّت از مرآت خاطر ايشان مىبرد . چون مدّت مديدى در گيلان بدان نهج اقامت نمودند در تضاعف آن زمان كسان به استمداد نزد عبد اللّه خان استاجلو و قاضى جهان كه به غازى بيگ لواى اشتهار مىافراشت و در بلدهء دار السّلطنهء قزوين مقيم مىبودند فرستادهء ايشان را بنا بر عصبيّت اويماقيت با خود متفق گردانيدند و مسرعى ديگر نزد احمد سلطان صوفىاوغلى والى كرمان ارسال داشته حقيقت مخالفت تكلو و محاربهء ايشان و مغلوب گشتن بنا بر قلّت معاون جملگى به كلك بيان مشروح داشتند .
احمد سلطان بعد از اطلاع برين مقدمات عصبيّت اويماقيت دامنگير وى گشته متوجّه قزوين گرديد و با عبد اللّه و غازى بيگ ملاقات نموده اظهار مخالفت [ 165 الف ] روملو و تكلو نمودند و امرايى را كه در گيلان رشت متوقف بودند و از توجّه خويش به قزوين و اتّفاق ملاقات و ملاقات آن دو خان عالىشأن آگاه گردانيدند و بيان نمودند كه محلّ ملاقات تعيين نمايند تا به يكديگر پيوسته در باب نزاع و مخالفت تكلو و روملو فكر و انديشه به صواب نمايند . امّا قبل از اجتماع ايشان سپاه تكلو بر اين جمعيّت آگاه گشته نخست دفع امرايى كه در قزوين بر مخالفت ايشان همداستان بودند وجههء مهام گردانيدند و در ساعت رايت توجّه به صوب قزوين برافراشتند . عبد اللّه خان و احمد سلطان چون خويش را مرد ميدان ايشان نمىدانستند لا علاج به طرف خوار رى معطوف داشتند و غازى بيگ لواى توجّه به صوب رشت برافراشته به امراى مقهور پيوست .
سپاه تكلو از فرار امراى معاون دل يافته عنان جلادت به جانب گيلان تافتند و مرتبهء ديگر كپك سلطان و قليج خان و شيخلر و باقى امراى استاجلو متابعان خويش را دل داده دفاين و خزاين بر ايشان ايثار نمودند و از گيلان به استقبال
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٣٨٣