تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
نوجوان روزگار مىگذرانيد ، مصرع :
« تا خود فلك از پرده چه آرد بيرون »

75 گفتار در وقايع محاربات ميان امراى ذوى الاقتدار جهت منصب وكالت و وقايع متفرّع بر آن

چون بنا بر سلامت نفس و احتراز از وقوع فتنه و فساد جهت صيانت امور ملك و دولت كپك سلطان مركز دولت ( يعنى موكب پادشاه جهان ) « 1 » ، را خالى گذاشته از درگاه جهان‌پناه متوجّه الكاى خويش گرديد و از آنجا به غزاى گرجستان توجّه نموده بعد از مراجعت استماع نمود كه ديو سلطان روملو الكاى وى را با مناصب درگاه جهان‌پناه به جوقه سلطان تكلو تفويض فرموده و در استيصال وى آن دو امير صاحب اقتدار به مواثيق عهود همداستان گشته و همگى نقش اعدام بر كارگاه خاطر يكديگر مىكشيدند . از استماع اين خبر موحش عرق عصبيّت و انانيّت آن خان عالىشأن در حركت آمده ترتيب مقاتلهء روملو و تكلو در اوايل رجب سنهء اثنين و ثلاثين و تسعمائه [ 932 ه / 1525 م ] از طريق خلخال به چمن سلطانيّه نزول نموده در انتقال مكاتيب محبّت‌آسا مشتمل بر كيفيّت تفوّق و تغلّب ديو سلطان و اتّفاق وى با جوقه سلطان گفتگو و تغيير مناصب و اقطاعات امراى استاجلو به امراى نامدار استاجلو چون : قليچ خان ولد محمّدى خان استاجلو ، منتشا سلطان شيخ‌لر ، كردى سلطان ، بدر سلطان و غيرهم از عظماى استاجلو [ 164 الف ] قلمى فرموده استدعاى حضور ايشان نمود . امراى مذكوره نيز بر حسب طلب وى و عصبيّت او لواى عزيمت به صوب سلطانيّه برافراشتند و بعد از اجتماع و ملاقات با يكديگر به مواثيق عهود پيمان
هامش
( 1 ) ف : حذف .