شهور ثلث و ثلثين و تسعمائه [ 933 ه / 1526 م ] رايت اثنىعشرى آيات « 1 » به عزم يورش خراسان در اهتزاز آمده متوجّه دفع طغيان عبيد خان گرديد .
چون عرصهء ساوجبلاغ « 2 » مضرب عساكر نصرت آثار گرديد مسموع [ امراى ] تكلو و روملو گشت كه امراى استاجلو بر عزيمت انتقام متوجّه منازل ايشان گرديدهاند ، لاجرم مراجعت نموده بر اثر ايشان عنان عزيمت به باد پايان صبارفتار سپردند ؛ چه ، امراى استاجلو بعد از توجه مراكب سپهر مراتب پادشاهى به عزيمت انتقام تكلو و روملو از گيلان به صوب اردوى ديو سلطان و جوقه سلطان ، كه در چخورسعد اقامت داشتند ، عنان جلادت معطوف داشته نخست به اردبيل شتافتند . در آن بلدهء فردوسنشان ميانهء ايشان و بادنجان سلطان روملوى حاكم آنجا كار به مقاتله انجاميده حربى صعب اتّفاق افتاد . در اثناى دار و گير و آمد و شد سنان و تير بادنجان سلطان به قتل رسيده غنيمت بسيار از جهات روملو و اصل استاجلوان گرديد و بعد از نصرت بر جناح تعجيل از اردبيل متوجّه مقام تكلو گرديدند .
اين اخبار در چمن ساوجبلاغ مسموع امراى تكلو و روملو گشته در آن مقام از موكب جاه و جلال تخلّف نموده ايلغار كنان متوجّه [ 166 الف ] آذربيجان گشتند و در آرپهچايى نخجوان به امراى استاجلو مقابل گرديده از طرفين غبار فتنه و شين در هيجان آمد و مرتبهء ديگر آن دو گروه پرشكوه قاصد استيصال يكديگر گشته به استعمال آلات و پيكار دست يازيدند . دليران استاجلو فدوىوار چون پلنگان زخمدار از غايت كينه و خشم ديرينه حملات متواتر برده مسافتى بعيده سپاه تكلو را تعاقب مىنمودند و مبارزان تكلو و روملو بعد از عطفه عنان آن جماعت را معاودت فرموده از مقام ايشان مىگذرانيدند .
ساعتى اين كرّ و فرّ برقرار مانده در اين اثنا كپك سلطان به زخم تفنگ يكى از مخالفان از پاى افتاده از تردّد و آرزوى وكالت فارغ گرديد و محمّدى بيگ ولد بيرام بيگ قرامانلو نيز بر قتل رسيده باز ضعف و اضطرار به حال جماعت استاجلو راه يافته مرتبهء ديگر خايب و خاسر راه فرار پيش گرفتند ، بيت :
از آنكس كه دولت گريزان بود * برو فكر و انديشه تاوان بود
هامش
( 1 ) ف : صفوى آيات .
( 2 ) ف : ساوح ملاع .