تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
بسته بر محاربهء روملو و تكلو همداستان گرديدند . بعد در هر محلّ كه از اويماق استاجلو كسى را گمان بردند مسرعان نكته‌دان به طلب ايشان ارسال داشته در باب منازعت و مجادلت غايت اجتهاد مسلوك داشتند . اين اخبار در موكب سپهر مدار به مسامع ديو سلطان و امراى تكلو رسيده ايشان نيز متشمّر جنگ و پيكار گرديدند و به احضار اويماقات متفرقه مسرعان به اطراف و اكناف پراكنده گردانيدند . آن دو گروه انبوه قاصد جان يكديگر گشته ابواب نزاع و فتنه بر روى روزگار مفتوح داشتند و از طرفين متوجّه يكديگر گرديده بعد از طىّ مسافت در مقام جنگ تلاقى فريقين به وقوع انجاميد و از جانبين بر تعبيهء سپاه و تسويهء صفوف پرداختند . چندان كه ناصحان نيك‌انديش و خلفاى مصلحت كيش در انطفاى نايرهء فساد اجتهاد نمودند به صلاح نيك‌خواهان از آن حركت متقاعد نگشتند . از دو جانب صداى كوس حربى و نالهء ناى رزمى و سورن دار و گير مبارزان و قعقعهء سلاح دلاوران و صهيل اسبان تازى و آمد و شد خدنگ بىنيازى متواتر گشته آن دو گروه بل دو صنف در تحت يك نوع با يكديگر آميخته بسيارى از مبارزان نامى و شجعان گرامى عرضهء تيغ و تير و سنان مرگ تأثير گرديدند . برون سلطان تكلو حاكم مشهد مقدّس و قراجه سلطان والى همدان به زخم ناوك جان‌ستان استاجلوان از مركب سرفرازى به خاك بىنيازى قرار گرفتند . اما از تواتر حملات مبارزان تكلو دليران روملو عنان اختيار از دست اقتدار استاجلو بيرون رفته بالأخره پاى به وادى فرار نهادند و تا ابهر در هيچ مقام آرام نگرفتند . امراى تكلو و روملو مظفّر و منصور بعد از مراجعت از تعاقب در مقام تفحّص مقام هزيمتيان آمده مسرعان به حدود و جوانب پراكنده ساختند و به پايمردى سعى معلوم گردانيدند [ 164 ب ] كه مقهوران پريشان حال و بىسامان در ابهر توقّف نموده‌اند و مرتبهء ديگر كسان به اطراف متواتر دارند و از اويماقات موافق و غير موافق استمداد مىنمايند ، لاجرم بر عزيمت استيصال ايشان بالكليّه اتّفاق نموده بر سبيل ايلغار متوجّه ابهر گرديدند و بنا بر آنكه هنوز از جايى ممدّ و معاون بديشان نپيوسته بود و طاقت مقاومت سپاه غالب از ايشان مسلوب بود از راه طارم متوجّه گيلان گشتند و به حاكم رشت پناه برده دست در ذيل حمايت وى زدند . اميره ديباج نيز قدوم ايشان را به عزّت تلقّى نموده هريك
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 382 | ميرزا بيگ جنابدى