68 وزيدن صرصر خزان در بوستان حيات ميرزا شاه حسين اصفهانى از مهبّ غدر مهتر شاهقلى ركابدار خاصّهء شريفه و بيان سبب آن
چون خورشيد جاه و استقلال وكيل السّلطنة ميرزا شاه حسين بر سپهر كامرانى به اوج كمال صعود نمود مهمّات ملكى و مالى سر كار ديوان أعلى را بر نهجى به انجام مقرون مىگردانيد كه مزيدى بدان متصوّر نبود و در آن ولا خاطر بر فراغ محاسبهء بيوتات ديوان أعلى گماشته نخست محاسبهء مهتر شاهقلى عربگيرلو كه بعد از سردارى ركابخانهء هميون به تحويل وى مقرّر و به مرتبهء امارت ترقّى نموده بود پيش گرفت ؛ چه مبلغى خطير جهت اخراجات ركابخانهء هميون در عهدهء وى داشته بودند و چون مفردهء محاسبهاش با من ذلك خرج به ميزان اعتبار سنجيدند هفت هزار تومان در تحت صرف باقى لا كلام مثبت گرديد . ملازمان ميرزا شاه حسين بعد از اثبات مبلغ مذكور طالب آن وجه بودند و چندان كه در حصول آن مبالغه مىرفت مهتر شاهقلى بنا بر تقرّب پادشاهى چندان التفاتى بدان نمىكرد و در سرانجام آن مهام غفلت مىورزيد و به دستور شرايط خدمات بجاى مىآورد .
بالأخره ميرزا شاه حسين شمّهاى از آن قضيّه به عرض نوّاب شاهى رسانيده فرمان جهانمطاع به تحصيل آن وجه حاصل گردانيد و مهمّات مهتر شاهقلى بالاخره به رأى و رؤيت ملازمان ميرزايى تعلّق گرفت . آن جناب نيز همّت بر تحصيل آن مبلغ گماشته امّا طريق مواسا و مدارا مسلوك مىداشت و به آنچه از لوازم سلامت نفس بود به عمل مىآورد و مهتر شاهقلى از شرارت نفس قطع نهال زندگانى ميرزا شاه حسين را در خاطر شرارت مآثر مخمّر مىگردانيد .
در آن ولا كه خسرو عرصهء سپهر ، ولايت ربيع را از فرّ نزول چون ساحت خلد برين منوّر گردانيد و از اهتزاز نسيم نوبهارى شاخ ارغوان به سان مژگان خونريز عاشقان قطرات عبرات عقيق و مرجان ظاهر ساخت و ابر نيسانى چون