تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١

67 گفتار در كيفيّت وصول موكب عالى شاهزادهء كامياب ابو الفتح طهماسب ميرزا و نوّاب امير خان به پايهء سرير خلافت و به ظهور آمدن عدالت پادشاه نوشيروان فطنت

« 1 » چنانچه سابقا مرقوم قلم وفا رقم گرديد امير خان در ركاب شاهزادهء عالىمكان ابو الفتح طهماسب ميرزا به تاريخ سه‌شنبه سيّم صفر سنهء ثمان و عشرين و تسعمائه [ 928 ه / 1521 م ] از نواحى سقلمان روى توجّه به موكب سپهر توان پادشاه سليمان مكان آورده در اثناى راه عارضهء وجع مفاصل عارض جوارح و اعضاى نوّاب امير خان گشته به نوعى كه قوّت قيام و قعود از وى مفقود گرديد ، لاجرم از اسب پياده شده در محفّه طىّ مسافت مىنمود و ساعت به ساعت صعوبت آن مرض در تزايد بوده ، چنانچه روزى زياده از دو فرسخ منطوى « 2 » نمىگرديد . چون قريب به موكب هميون رحل اقامت انداخت ، اعاظم امرا و اركان دولت شاهزادهء كامكار را استقبال نموده به لوازم گذرانيدن پيشكش و نثار اقدام نمودند و در يكى از ييلاقات نواحى [ 150 الف ] تبريز نوّاب شاهزادهء كامياب به تقبيل انامل فيّاض هميون معزّز گشت . پادشاه ربع مسكون به ديدار فرّخ آثار قرّة العين خلاف مبتهج و مسرور گرديده چند روزى به بسط بساط نشاط پرداخت . در تضاعف اين احوال امير خورد داماد امير محمّد بن امير يوسف و امير زين الدّين على ، كه به علّت مصاحبت امير محمّد جهات او به باد نهب و تاراج برده بودند ، به درگاه خلافت پناه آمده از امير خان تظلّم نمودند و بر قتل امير محمّد سخنان مؤثّر معروض داشتند . پادشاه عدالت انتما بر سرير نصفت متمكّن گشته پرتو اهتمام بر تفحّص آن قضيّه انداخت . چون امير خان بواسطهء ايجاع الم مفاصل متقاعد بود مجال و حركت از وى مسلوب ، پير احمد بيگ و خواجه
هامش
( 1 ) ف : عدالت پادشاه شيروان . ( 2 ) ف : مطوى .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 351 | ميرزا بيگ جنابدى