تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
بواسطهء اين فعل شنيع هم در مبدأ محاصره ابواب بيع و شرى حبوبات مسدود گشته نايرهء جوع در بواطن محصوران اشتعال گرفت و دود دل فقرا و مساكين از فلك الافلاك درگذشت . امير خان در اين باب متفكّر گرديده به استصواب امير محمّد يوسف فرمان داد كه غازيان عظام و دليران شديد الانتقام از خواص و عوام هر چند مقدار غلّه كه از خارج شهر به درون آورند متعلّق به ايشان باشد و كسى را در آن باب از ايشان بازخواستى نباشد ، بنابراين بعضى از غازيان و سپاهيان خراسان از شهر به خارج مىشتافتند و به هر نوع كه ميسورشان بود غلّه با سنبله به شهر مىآوردند . اين معنى موجب آن شد كه در اسواق نان و آرد و عليق دواب ، از جو و كاه ، بسيار به ظهور آمده خلايق از عسرت و تنگى نجات يافتند . چون عبيد خان چند روزى در نواحى سقلمان ساكن بوده از رنج راه برآسود صباحى كه والى ممالك سپهر بر بارگى تيزگرد فلك به عزم تسخير آن نيلگون حصار سوار گرديد رايت اقتدار بلند ساخته به طرف شهر متوجّه نمود و فرمان داد كه جمعى از بهادران متهوّر از راه مزار فايض الانوار پير مجرّد خواجه ابو الوليد احمد به سمت باغ زاغان شتابند و گروهى از سر خيابان متوجّه شهر گرديده در تهييج غبار كارزار غايت اجتهاد به عمل آورند . آن دو گروه از آن دو [ 142 ب ] جانب بر حسب فرمان عبيد خان متوجّه شهر گرديده « 1 » نخست آن طايفه كه از طرف مزار خواجه ابو الوليد نايرهء قتال اشتعال داده بودند چون به حوالى باغ زاغان حركتشان منتهى گرديد شاطر عبد اللّه به مدافعهء ايشان شتافته به زخم ناوك دل‌دوز تفنگ جانسوز دود از نهادشان برآورده بسيارى عرضهء تيغ و تير گردانيد و بقيّة السيف روى ادبار به فرار نهاده به معسكر خويش قرار نگرفتند . شاطر عبد اللّه متعاقب ايشان اشتغال نموده غايت اقتدار به ظهور رسانيد . آن طايفه كه از راه خيابان متوجّه قتال بودند قريب به مدرسهء ميرزا حسين ميانهء ايشان و ملازمان امير محمّد حربى در نهايت صعوبت به وقوع انجاميد . امير حسن على ، كه از ساير ملازمان آن جناب به مزيد شجاعت و تهوّر ممتاز بود ، با جمعى از سواران جنگ ساز و پيادگان تفنگ‌انداز در آن روز غايت جلادت و مردانگى به ظهور آورده به دفع و منع اوزبكيّه لواى اقتدار به
هامش
( 1 ) ف : در تهييج . . . گرديده : حذف .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 336 | ميرزا بيگ جنابدى