كشيد . از آن جمله پيشكشها هزار تومان نقد ، نصفى زر أحمر و نصفى سيم أبيض ، در آن روز دلفروز نثار پايهء سرير خلافت مسير گردانيد . بر اين قياس ساير اجناس به منصّهء عرض گذرانيده به اظهار اطاعت و بندگى نهايت عجز و افكندگى به ظهور آورد و چون عيار اخلاصش بر محك اعتبار پادشاه كامكار از زريف ريا مبرّا بود و خلوص عقيدهاش در نظر صيرفى امتحان ملازمان درگاه عرش اشتباه از غش « 1 » نفاق معرّا ، لا جرم سبيكهء اخلاصش در نظر جوهريان رسته اختصاص چون طلاى مسكوك تمام عيار نموده گوهرى كه به انواع الطاف و اصناف اعطاف در حجرهء پرورش پادشاه مرتضوى اوصاف شرف اعزاز يافته تاج اميدش از آن گوهر شاهوار ترصيع يافته [ 132 الف ] فرق افتخارش از اكليل سپهر درگذشت .
بعد از فراغ خاطر انور از اين مهام موكب نصرتنشان از النگ همدان به رودخانهء تلوار شتافته جهت شكار ماهى در آن منزل چند روز اتّفاق توقّف شاهى به وقوع انجاميد . در آن مقام كارگيا سلطان احمد ، كه سابقا به پايهء سرير أعلى آمده بود ، مشمول عنايات بيكران گرديده اجازت يافت كه روى به صوب لاهيجان نمايد . خسرو كامكار از رودخانهء تلوار رايت سپهر آيت به صوب مراغه ارتفاع داده تمامى راه به شغل صيد و شكار بگذرانيد . در نواحى آب قزلاوزن اميره ديباج مجددا به تشريف خلع شاهوار و تلبّس افسر زرنگار مفتخر گرديده بعد از رخصت به صوب مستقرّ خويش مراجعت نموده و ماهچهء لواى فرقدساى در ماه مبارك صيام ، كه داخل سنهء ستّ و عشرون و تسعمائه [ 926 ه / 1519 م ] بود پرتو وصول بر منزل بناب مراغه انداخت . در سلخ ماه مذكور ركن الدّولة دورميش خان از ييلاق لار و فيروز كوه مراجعت نموده به تقبيل حاشيهء بساط خلافت مشرّف گرديد ؛ زيرا كه در تضاعف اين نهضات رأى ملكآراى متوجّه تشخيص مهمّات حكّام دار المرز گرديده بر طبق آن فرمان مطاعه از موقف عزّت به صدور انجاميد كه : انيس الحضرة الخاقانيّة را اگر از جانب خراسان دغدغه نباشد به پايهء سرير خلافت شتابد و حكّام مازندران را به اتّفاق به درگاه جهانپناه آورد .
القصّه صباحى كه در پيشگاه فضاى فيض انتماى سپهر مصلّاى زرنگار مهر
هامش
( 1 ) م : عشق .