به عنايت بىغايت خسروانه اميدوار و مستمال گردانيد و نوّاب صدارت انتساب به جودت طبع سليم و بيان براهيم مستقيم شبهاتى كه در خاطر شيخ شاه در بعضى از مسائل ملّت عليّهء اماميّه بود مرتفع ساخته لا جرم شيروان شاه از صميم دل طريق انقياد پيش گرفته آن دو بزرگ را مشمول احسان بر وفق مرام رخصت انصراف ارزانى فرمود و مصحوب ايشان جهت پيشكش پادشاه ذى احسان اسبان بدوى ، استران بردعى [ 126 الف ] ، اجناس نفيسهء روم و فرنگ ، جواهر زواهر ثمين و نقود و اقمشه بلا تعيين آنچه استعدادش به آن وافى بود به آستان خلافت مكان ارسال فرمود و تعهّد نمود كه متعاقب يكى از اولاد امجاد خويش به خدمت فرستد كه مدّت العمر ملازم ركاب مهر انتساب بوده در سلك بندگان منتظم باشد و اگر ارادهء مقرون به افادهء شاهى به آمدن وى به سدّهء امامت و عتبهء كرامت تعلّق گيرد از سر قدم ساخته احرام آن قبلهء آمال را از أهمّ مهمّات داند .
ميرزا شاه حسين و بندگان سيّد النقباء هم در آن قشلاق نخجوان به تلثيم ساحت خلافت استسعاد يافته تحف و هدايا و عرضهاى مشتمل بر بندگى شيروان شاه معروض داشته آنچه از كمال اخلاص و نهايت اختصاص آن جناب مشاهده نموده بود به مسامع جلال رسانيد . اين معنى ازدياد عنايات خسروانه گشته آن زمستان در غايت كامرانى اوقات محفوف به انواع سعادت مصروف داشت و همگى همّت بر استيفاى لذّت جسمانى و استحصال مرضات يزدانى و انسانى گماشت - إنّه موصّل الى المرام و موهب به عطاياى الانام .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٣٠٢