تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
سبيل اطاعت گرديد و به تمهيد بساط اعتذار پرداخته قاصدان بلاغت‌گستر و ايلچيان مصلحت اثر با تنسوقات وافره و بيلاكات نادره به درگاه سلاطين پناه فرستاد و زبان معذرت بيان به اظهار انقياد و فرمان [ برى ] گشاده به ايستادگان پايهء سرير عرش نظير بر زبان مراسله ادا نمود كه : « اگر نقوش جرايم و زلّات و خطاياى اين خاطى دولتخواه به زلال عفو و اغماض از لوح ضمير مهر تنوير و حاشيهء خاطر خورشيد مآثر سمت تطهير يافته محو گردد من بعد بر جادّهء مستقيمهء فرمانبرى و اطاعت ثبات قدم ورزيده سر از حلقهء عبوديّت و گردن از ربقهء اطاعت نپيچد و به پاى اخلاص و [ 125 ب ] بندگى ساحت كرياس گردون اساس نموده خود را از كمين بندگان آستان عرش مكان شمارد » . فرستادهء والى شيروان در قشلاق نخجوان به تقبيل قوايم سرير خلافت مسير استسعاد يافته به وساطت ايستادگان درگاه عريضهء او معروض سدّهء خلافت گرديد . پرتو آفتاب مكارم احسان پادشاه عطيه‌بخش مانند اشعهء مهر جهانتاب از مطلع مرحمت و اعطاف بيكرانه در لمعان آمده ظلمت زلّات فرمانده شيروان را مفقود و نابود گردانيد و نسايم الطاف خسروانه از مهبّ عنايت در اهتزاز آمده جرايد آثام وى را صفت هباء منثورا بخشيد . بر طبق آن فرمان جهان‌مطاع به نفاذ پيوست كه وكيل السّلطنة ميرزا شاه حسين اصفهانى و افتخار دودمان سيّد المرسلين امير جمال الدّين محمّد صدر به شيروان شتافته نقوش رعب و هراس كه بر خاطر شيخ شاه مرقوم است به زلال مواعيد و اشفاق پادشاهانه محو گرداند و به مراسم تأكيد عهد و پيمان باطنش مطمئن ساخته ضميرش از دغدغه‌هاى خطر پاك سازد تا بىاستشعارى بر شارع فرمانبرى ثابت قدم بوده من بعد انديشه به خاطر راه ندهد و هرگاه خواهد به درگاه سلاطين پناه شتابد بىتردّد خاطر مطمئن قدم در راه نهد . پس به موجب فرمان مطاعه ، آن وكيل منشرح الصدور و آن صدر عاليقدر از قشلاق نخجوان عازم شيروان گشت . چون به آن حدود رسيد شيخ شاه لوازم استقبال مرعى داشته در بسط بساط ضيافت نهايت اخلاص و يك‌جهتى به ظهور رسانيد . پس از آن وكيل السّلطنة به لوازم امر رسالت « 1 » پرداخته والى شيروان را
هامش
( 1 ) م : مراسلات .