تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤

49 بسط كلام در شرذمه‌اى از احوال سلاطين روم كه معروف‌اند به آل عثمان ، از وقت موسى چلبى تا زمان سلطان سليم و بيان افتادن وى در تيه مخالفت پادشاه هفت اقليم و قايم ماندن بساط شطرنج مملكت ميان آن بازندهء با حشمت و شوكت

از مشكات روايات احوال فرمانفرمايان روم و مصباح حكايات و سوانحات سلاطين آن مرز و بوم ، پرتو اين خبر و اشعهء اين سير بر پيشگاه خواطر مقتبسان انوار آثار سلاطين روزگار و ساحت ضمير مستمعان اسمار خواقين عالىمقدار بدين سان در لمعان است كه صاحبقران روزگار ، امير تيمور گوركان ، چون داراى روم ايلدرم بايزيد را از مسند سرورى بر بساط انقياد فرمانبرى نشانيد ، فرمانفرماى روم را اعراض نفسانى به رياض جاودانى مخلّد گردانيده ايالت برسا ( 98 ) و توابع و مضافات را به پسرش موسى چلبى مفوّض و مرجوع داشت . چون موسى چلبى چندگاه به لوازم امور پادشاهى قيام نمود ، فرّاشان قضا و قدر بساط كامرانى وى در نوشت سلطان مراد قدم بر مسند دارايى نهاد و بعد از آنكه او نيز به عالم باقى و اصل گرديد ولد ارشدش سلطان محمّد صاحب تاج و سرير گرديد . وى پادشاهى بود به صفت نصفت و عدالت متّصف و به وفور دانش و فضيلت معروف ، همواره همّت عالى بر جهاد اهل ضلالت و كفرهء افرنج « 1 » مصروف داشتى تا آنكه قسطنطنيه را ، كه از امّهات بلاد افرنج بود ، مفتوح ساخته دار الملك ساخت [ 117 ب ] و حرمين شريفين و مصر و شام را نيز به تحت تصرّف درآورده مدّتى مديد رايت استقلال برافراخت . چون سلطان محمّد نيز مانند آبا و اجداد طىّ وادى حيات نمود ولد ارشد ايلدرم با يزيد ثانى بر سرير فرماندهى نشسته روى به تمشيت امور سلطنت نهاد . او نيز پادشاهى بود مجاهد غازى و نسبت به ملازمان درگاه عرش اشتباه در
هامش
( 1 ) ف : افرنج : حذف .