عنان به صوب اردوى كيهانپوى انعطاف داده و هنگامى كه موكب هميون از خراسان متوجّه اصفهان بود به پايهء سرير اعلى شتافته كيفيّت اطاعت و انقياد شجاع بيگ به عرض رسانيد .
چون امور مهمّات ولايت خراسان بر وفق ارادهء ملازمان آستان عرش آشيان سرانجام پذيرفته ثغور و اطراف ولايات به ولات [ 116 ب ] كاردان و شجعان رزمخواه متانت « 1 » پذيرفت رأى عالمآراى شاهى بر مراجعت قرار گرفت . در اوايل مهرگان كه صرصر خزان ساكنان باغ و بستان را به لباس الوان آراسته مقدار ليل و نهار به ميزان استوار اعتدال گرفت از النگ بابا خاكى نهضت نموده مرغزار كهدستان را از فرّ نزول هميون رشك فردوس برين گردانيد و چند روزى در متنزّهات نواحى به عيش و طرب بسربرده رايت عزيمت به سمت اصفهان مرتفع گردانيد .
چون ولايت نيشابور مضرب سرادقات عزّت گرديد ، به مسامع جلال رسيد كه جمعى از مردم فتنهانگيز و گروهى از بىسران پرستيز در ولايت نسا و باورد ( 97 ) سلطان محمّد بايقرا ، ولد ابو الحسن ميرزاى بن سلطان حسين ميرزا ، را به پادشاهى برداشته لواى استقلال برافراشتهاند و بعضى از حصون و قلاع آن ولايت مضبوط ساخته ، نايرهء مخالفت و عناد به صرصر طغيان و عناد اشتعال دادهاند . بنابراين فرمان واجب الاذعان به نفاذ پيوست كه امير نظام الدّين عبد الباقى و محمّد بيگ استاجلو ، كه به چاپان سلطان ملقّب گشته بود ، با فوجى از دليران نامدار به جهت اطفاء نايرهء فساد آن جماعت متوجّه آن ديار گردند .
بر حسب فرمان قضا جريان امراى مأموره متوجّه امور مأموريّه شده سرپنجهء شجاعت و مردانگى سلك جمعيّت آن طايفه از هم گسلانيده اكثرى را به قتل رسانيدند و سلطان محمّد بايقرا گريخته آن ولايت از لوث وجود مفسدان سمت تطهير پذيرفت .
امير عبد الباقى و چاپان سلطان بعد از فراغ خاطر از مهمّ معاندان ، عنان به صوب آستان عرش آشيان انعطاف داده در بلدهء فاخرهء اصفهان مظفّر و منصور به تقبيل بساط خلافت استسعاد يافته مهمّاتى كه به كفايت مقرون ساخته بودند معروض داشتند . نوّاب والاجناب آن زمستان در حفظ و حمايت ملك منّان در
هامش
( 1 ) م : معايب .