تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
ز پهناورى خندقش بىگزاف * محيطى به پيرامن كوه قاف
در آن وقت آن قلعه به مردان دلاور و وفور اسباب نبرد و كثرت ذخيره به مرتبه [ اى ] بود كه فتح آن جز به امتداد محاصره و فقدان اسباب تيسّرپذير نبود . بالجمله بعد از نزول سپاه قيامت دستگاه و وصول جنود نامعدود كينه خواه ، تزلزل در اركان آن گروه و خوف و هراس در جان آن گروه راه يافته ، قرار و ثبات از محافظان و كوتوالان مسلوب و مهروب گشته به ناچار حركت المذبوحى از ايشان به ظهور آمده به رمى سهام و انداختن سنگ و تير رعد در محافظت حيات مىكوشيدند . غازيان نامدار و دليران مضمار كارزار ، آغاز جدال و قتال نموده به رمى سهام خاراگذار دمار از روزگار اهل حصار برآوردند . مدّت ده روز حال بر اين منوال گذشته ، از شام تا بام و از بام تا شام ، بين الفريقين آتش قتال به كرهء اثير رسيده ، جمعى كثير از اهل حصار به زخم تير ديده دوز غازيان ظفر پيشه رخت به آخرت كشيدند و در روز يازدهم طريق فتح قلعهء گلخندان پيشنهاد سمند بلندهمّت ساخته به هيئات اجتماع ، چون كواكب اقبال پادشاه فريدون‌فال ، روى به بالاى آن حصار آوردند و از اهتزاز اين حركت نسيم فيروزى از مهب
وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً
« 1 » . بر پرچم علم خسرو جهانگير وزيده به اقبال بىزوال پادشاه فريدون‌فال قلعهء فيروزكوه نيز به حيّز تسخير سپاه بهرام انتقام درآمد . حسب الفرمان قضا جريان قتل عام شيوع يافته يكى از آن مهلكه جان به مأمن نجات نكشيد . پس از اين فتح نامدار خسرو عالىمقدار ، همّت بر رفع امير حسين كيا مصروف داشته [ 61 ب ] لواى جهانگيرى به صوب قلعهء اوستا ، كه به نيروى متانت آن حصار در فتنه و آشوب بر روى روزگار گشودى ، برافراشت . امير حسين كيا در بسالت و شجاعت در آن عصر كسى را نظير خود نمىدانست و هنگام كارزار رستم و اسفنديار را از پيشكاران خود مىشمرد . در آن قلعه ده هزار سوار و پيادهء جرّار در ظلّ تربيتش بسر مىبردند و از اسباب و آلات كارزار يراق بيشمار جمع آورده كسى را با خود هماواز تصوّر نمىكرد و به معاضدت مراد بيگ جهان‌شاه‌لو ، كه او را از امراى خويش مىدانست ، وثوق
هامش
( 1 ) فتح : 3 .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 176 | ميرزا بيگ جنابدى