دوش كشيدند .
از ثقات صحّت شعار ، خصوصا از شاهقلى خليفه مهردار ، مرويست كه در آن و لا فرمان هميون به طلب صوفيان ذو القدر ميان آن قوم شرف ورود يافته به حسب اتفاق [ 34 ب ] شب زفاف يكى از اهل ارادت و اخلاص بوده و چون بر طلب آن قوم اطلاع يافته ، بىآنكه به خلوت عروس درآيد بلا توقّف بر مركب اخلاص نشسته متوجّه درگاه خلايق پناه گرديد . مقدّمان و سرداران اويماق استاجلو از پادشاه جهانگير استدعا نمودند كه كوچ و متعلّقان خود را به جانب روم ارسال دارند و خود در ركاب ظفر انتساب باشند . التماس درجهء قبول يافته به سلطان بايزيد ، داراى روم ، سفارشنامچهاى در باب رعايت متعلّقان آن جماعت رقمزدهء منتسبان عطاردنشان گرديد .
در مقام ارزنجان روز به روز اجتماع غازيان غضنفر صولت و صوفيان صافى طويّت در تزايد بوده ، چنانچه در آن منزل از كسانى كه فرامين مطاعه به احضار ايشان عزّ إصدار يافته ، كسى نبود كه به شرف زمين بوس ساحت جلال استسعاد نيافته بود - إنّه موصّل إلى المقصود .
16 رايت افراختن پادشاه گيتىستان به عزم ممالك شيروان و بيان رفتن خليفةالخلفايى به غزو گرجستان و فتح قلعهء منتش كرد به اهتمام امير قراجه الياس روملو
چون موضع ارزنجان از وصول موكب هميون بسان روضهء رضوان خرّم و تازه گرديد ، در آن موضع به عرض سپاه رزمخواه امر هميون به صدور انجاميده شب هزار سوار از در كارزار ، كه هريك در روز رزم رستم دستان و سام نريمان را طفل دبستان خويش پنداشتند ، در ظلّ رايت ميمنت آيت مجتمع گرديده بودند . هم در آن مكان ، فرمان قضا جريان به احضار رؤساى