مىگفت :
« اى فرزند پيامبر ! اين همه راز و نياز و گريه چيست در حالى كه شما از خاندان نبوّتيد ؟ و خداوند دربارهء اهل بيت فرموده است :
لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
. « 1 »
« خداوند هر پليدى را از شما خانوادهء نبوت بر طرف كرده و از هر عيبى پاك و پاكيزه گردانيد . »
( 1 ) امام عليه السلام با شنيدن اين سخن شروع كرد به بيان واقعيّت اسلام كه اساس و معيار كار را اعمال شايسته مىداند و براى فاميل و نسب ارزشى قائل نيست ، فرمود :
« دع هذا خلقت الجنة لمن اطاع اللّه ، و لو كان عبدا حبشيا ، و خلقت النار لمن عصاه و لو كان حرا قرشيا . و قال صلّى اللّه عليه و آله : ايتوني باعمالكم لا بأنسابكم . . . » « 2 »
« اين سخن را مگو ، خداوند بهشت را براى بندگان فرمانبر خود قرار داده است هر چند كه غلام حبشى باشد و آتش دوزخ نيز براى گنهكاران آفريده شده است اگر چه آزاد و از قبيلهء قريش باشد . و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : اعمال خويش را به من نشان دهيد ، نه انسابتان را . . . »
بعضى از نويسندگان درستى اين روايت را دور از واقعيت شمردهاند به دليل ضعيف بودن اشعار كه نسبت آن به امام نادرست است ! علاوه بر آن ، بوسيدن حسن بصرى پاهاى امام عليه السلام را كه شايستهء مقام حسن بصرى نيست ! و خود امام نيز راضى به آن نمىشد ! « 3 » اين سخن يك مناقشه واهى و
هامش
( 1 ) احزاب / 32 .
( 2 ) روضات الجنات : 3 / 29 .
( 3 ) الصّلة بين التّصوف و التّشيّع : 1 / 161 .