تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
كرده است چه او حق را مىبيند كه كسى به آن عمل نمىكند و كسى از باطل روى نمىگرداند ، اوضاع به گونه‌اى است كه زندگى بر او ناگوار و مرگ و شهادت در راه خدا براى او خوشبختى است . همين كه سخن امام عليه السلام پايان يافت تمام اصحاب - در حالى كه به خاطر برپا داشتن حق و عدالت زيباترين نمونه‌هاى قربانى و فداكارى را به نمايش در مىآورد - از جا برخاستند و هر كدام از ايشان سخنى در اخلاص و صميميّت خود نسبت به امام عليه السلام اظهار داشت و امام از ايشان تشكر و قدردانى كرد . ( 1 )

امام خبر از شهادت خود مىدهد

در شب دهم محرم امام حسين عليه السلام وارد خيمهء خود شد ، و مشغول اصلاح كردن و آراستن شمشيرش بود در حالى كه به شهادت خود يقين داشت ، چنين مىگفت :
يا دهر افّ لك من خليل * كم لك بالاشراق و الأصيل من صاحب و طالب قتيل * و الدّهر لا يقنع بالبديل و انّما الامر الى الجليل * و كل حىّ سالك سبيلى
اى روزگار ! اف بر دوستى تو باد ! چه بسا لبخند و مهربانى از خود نشان مىدهى و دم از دوستى مىزنى . ( اما ناگهان دگرگون شده ) در پى قتل بر مىآيى ، آرى روزگار بر اين قانع نيست كه كسى را به جاى كسى در مسير حوادث پذيرا باشد . پايان كار دست خداست و هر كسى - خواه و ناخواه - راه مرا خواهد پيمود ( و روزى از اين دنيا خواهد رفت ) . آرى امام عليه السلام با اين اشعار خبر از شهادت خود مىداد در حالى كه