قرآن مجيد را نشر داد و آن را وسيلهء بيدارى خردمندان گردانيد . ما در اينجا بطور اختصار ، گزيدههايى را از آن نهضت تاريخى و حوادث سهمگينى كه به همراه داشت ؛ از آنچه كه امام زين العابدين عليه السلام خود ديده و شنيده است نقل مىكنيم ، على رغم بيمارى شديدى كه امام عليه السلام بدان مبتلا بود ، تمام لحظات آن فاجعه را با احساسات رقيق و عواطف بيدارش لمس كرده است به شرح ذيل مىآوريم :
( 1 )
امام در سرزمين كربلا
كاروان عترت طاهره كه به منظور احقاق حقوق مظلومان و محرومان قيام كرده بود ، به سرزمين كربلا رسيد ، در حالى كه غمها و شدايد در پيشاپيش ايشان حركت مىكرد و هالهاى از مصائب و بلايا در اطراف ايشان حلقه زده بود و به خوبى مصيبتى خردكننده را در برابر خود مىديدند ، زيرا كه قواى ستمگر و دشمنان ايشان را محاصره كرده بودند و تصميم داشتند تا خون ايشان را بريزند و يا اين كه آنان را به ذلت و خوارى وادار كنند در حالى كه خداوند ذلّت را بر ايشان نمىپسنديد .
امام حسين عليه السلام به جوانان اهل بيت خود كه در بحران جوانى بوده و بهار زندگى را مىگذراندند ، نگريست و اشك از چشمانش سرازير شد رو به سمت آسمان كرد و گفت :
« خداوندا ! ما عترت پيامبرت محمد - صلّى اللّه عليه و آله - هستيم كه ما را از حرم جدّمان بيرون كرده و بدور ساختهاند و آزردهاند و بنى اميه بر ما ستم كردهاند ، خداوندا ! حق ما را از ايشان بگير و ما را بر گروه ستمگران پيروز گردان . . . » « 1 »
هامش
( 1 ) حياة الامام الحسين : 3 / 97 .